**درس دوازدهم: یک اتفاق معمولی**
**متن سادهشده:**
این درس داستان یک روز بارانی را تعریف میکند. در این روز، هوا ناگهان ابری و تاریک میشود و باران شروع به باریدن میکند. مردی که در حال دوچرخهسواری است، به خاطر باران شدید، کنار خیابان میایستد و زیر درخت پناه میگیرد.
رانندهی یک ماشین، این مرد را میبیند. او ماشینش را متوقف میکند و از مرد دعوت میکند تا سوار ماشین شود. مرد دوچرخهسوار ابتدا خجالت میکشد، اما در نهایت دعوت راننده را میپذیرد. آنها دوچرخه را در صندوق عقب ماشین قرار میدهند و مرد را به مقصدش میرسانند.
این داستان به ما نشان میدهد که یک کار خوب و مهربانی کوچک چقدر میتواند مهم باشد و روز یک نفر را بسازد.
—
**واژهنامه و مخالفها:**
* **اتفاق:** پیشامد، رویداد
* *مخالف:* برنامهریزی، کار عمدی
* **ابری:** وقتی آسمان پر از ابر است.
* *مخالف:* آفتابی، صاف
* **پناه گرفتن:** خود را در جایی ایمن کردن از باران، سرما یا خطر.
* *مخالف:* قرار گرفتن در معرض (مثلاً در معرض باران قرار گرفتن)
* **متوقف کردن:** ایستاندن، از حرکت بازداشتن
* *مخالف:* به حرکت درآوردن
* **خجالت کشیدن:** شرمندگی، احساس شرمساری کردن
* *مخالف:* با اعتماد به نفس بودن
* **مهربانی:** محبت، رفتار خوب با دیگران
* *مخالف:* بداخلاقی، بیمحبتی

نام درس: درس دوازدهم – یک اتفاق معمولی
موضوع: درک معنای واژهها و مفهوم شعر
پایه: چهارم دبستان
معنی درس ۱۲ اتفاق ساده چهارم
انتخاب بخشهای مختلف درس:
مفهوم درس دوازدهم: یک اتفاق ساده
مفهوم درس یک اتفاق ساده فارسی پایه چهارم دبستان
معنی واژههای درس دوازدهم یک اتفاق ساده
واژههای همخانواده درس دوازدهم فارسی چهارم
واژههای مخالف و مقابل درس دهم فارسی کلاس چهارم
درس دوازدهم: یک اتفاق ساده
معنی درس اتفاق ساده فارسی چهارم ابتدایی
آن روز که باران و برف میبارید و پنجرهها را تمیز میکرد، من در حال نوشتن تکالیف مدرسه بودم و پروانه هم ظرفها را میشست.
وقتی مادر نامه تو را برای ما خواند، باران پشت شیشه آرام گرفت و ساکت شد، انگار که آن هم میخواست به حرفهای نامه تو گوش دهد.
در نامهات نوشته بودی که حالت بسیار خوب است و گفته بودی که سنگر شما در جبهههای جنوب قرار دارد.
همچنین نوشته بودی که همیشه در پناه و حمایت خدا هستید و گفته بودی که به زودی برمیگردید.
وقتی مادر به آخرین جمله نامه رسید، از شدت شادی و هیجان با صدای بلند خندید و چشمان مهربانش از شوق درخشید.
یک قطره شبنم از روی گل، بر برگ غلتید و یک قطره دیگر هم مانند تگرگ روی شیشه سر خورد.
قطرهای اشک از قلب من روی دفترم افتاد و در چشمان مادر هم اشکی ظاهر شد.
انگار باران پشت شیشه به خانه ما آمده بود و با ملایمت دستش را روی شانههای ما میگذاشت؛ در آن لحظه همه ما هم خوشحال بودیم و هم در حال گریه کردن.
معنی کلمات درس دوازدهم اتفاق ساده
سطر: یک ردیف نوشته
حسرت خوردن: افسوس خوردن و آرزو کردن چیزی که از دست رفته
حسرت: ناراحتی و دلتنگی برای چیزی که نداریم
شوق: احساس خوشحالی و ذوق برای رسیدن به چیزی خوب
حومه: نواحی اطراف یک شهر
مختصر: کوتاه و خلاصه
پاسبانی: مراقبت و نگهداری از چیزی یا کسی
مثل: همانند و شبیه
گمان: فکر و تصور
لاشه: جسد یک حیوان
سرایت کند: از جایی به جای دیگر منتقل شود
غلتید: چرخید و غلت خورد
بی صدا: بدون هیچ صدایی
صمیمی: نزدیک و دوست داشتنی
از گوشه ی چشم نگاه کردن: نگاهی پنهانی و دزدکی انداختن
اسرار: رازهای پنهان
اکنون: در این زمان، حالا
شبنم: قطرههای کوچک آب که صبحها روی گیاهان مینشینند
اندیشید: در ذهن خود به چیزی فکر کرد
فراوان: به مقدار زیاد
کلمات هم خانواده درس دوازدهم فارسی چهارم
در زبان فارسی، گاهی برای روشنتر کردن یک مفهوم از «مثل» یا «داستانهای کوتاه پندآموز» استفاده میشود.
«شوق» به آن احساس خوشایند و نیرومندی گفته میشود که آدمی را برای رسیدن به چیزی یا انجام کاری برمیانگیزد.
«تولّد» به معنای به دنیا آمدن یک موجود زنده است.
«حفظ» به عمل به خاطر سپردن و نگهداری از چیزی گفته میشود.
«توصیف» یعنی بیان ویژگیها و خصوصیات یک چیز یا یک شخص با کلمات.
«ظلم» به معنای ستم کردن و پایمال کردن حقوق دیگران است.
«انتخاب» به فرآیند گزینش و برگزیدن یک گزینه از میان چندین امکان گفته میشود.
کلمات مخالف و متضاد درس دهم فارسی کلاس چهارم
جنوب در برابر شمال قرار دارد.
خنده با گریه متفاوت است.
مختصر برخلاف طولانی است.
راضی نقطهٔ مقابل ناراضی است.
ناپسند چیزی است که مورد علاقه نیست، برخلاف پسندیده.
زنده در تضاد با مرده است.
ساده در مقابل سخت قرار میگیرد.
آخر متضاد اوّل است.
پنهان در برابر آشکار قرار دارد.