**درس دهم: آرش، مهمان شهر ما**
**مفهوم درس:**
این درس، خاطرهای از یک روز مدرسه را تعریف میکند. در این روز، یک ورزشکار جوان و مهربان به نام آرش به مدرسه بچهها میآید. آرش به بچهها نشان میدهد که برای قهرمان شدن لازم نیست حتماً قدبلند یا خیلی قوی هیکل باشند. او تأکید میکند که اراده قوی، تمرین زیاد و ناامید نشدن، رمز موفقیت است.
آرش برای بچهها از زندگی خودش میگوید و اینکه چطور با پشتکار و ایمان به خودش، به خواستههایش رسیده است. صحبتهای او به دانشآموزان روحیه و انگیزه میدهد و به آنها یادآوری میکند که اگر بخواهند و تلاش کنند، میتوانند در هر کاری موفق شوند. در پایان، بچهها با انرژی و شور بیشتری به زنگ ورزش میروند و با انگیزه آرش، شروع به ورزش میکنند.
—
**واژهنامه و مخالفها:**
* **مهربان:** دارای قلب خوب و دلسوز
* **مخالف:** بداخلاق، بیمحبت
* **ورزشکار:** کسی که به طور منظم ورزش میکند
* **مخالف:** فرد بیتحرک
* **اراده:** عزم و خواست درونی برای انجام کاری
* **مخالف:** سستی، بیارادگی
* **قهرمان:** فردی که در یک زمینه بسیار موفق است
* **مخالف:** بازنده، فرد معمولی
* **پشتکار:** ادامه دادن و تلاش کردن بدون خستگی
* **مخالف:** تنبلی، زود ناامید شدن
* **موفقیت:** رسیدن به هدف و نتیجه خوب
* **مخالف:** شکست، ناکامی
* **انرژی:** نیرو و توان برای انجام کارها
* **مخالف:** خستگی، بیحالی
* **انگیزه:** دلیلی که به شما برای انجام کاری نیرو میدهد
* **مخالف:** بیعلاقگی

**عنوان درس: باغچه کودکان**
**موضوع: درک معنای واژهها و مفهوم شعر**
**پایه: چهارم دبستان**
در این درس، با معنای کلمههای تازه و مفهوم شعرهای زیبا آشنا میشویم. یاد میگیریم که چگونه کلمات را بهتر بفهمیم و از شعرها لذت ببریم. هر کلمه مانند یک کلید است که درهای تازهای از معنا را به روی ما باز میکند.
همچنین، با خواندن شعرهای ساده و زیبا، احساسات و تصویرهای ذهنی آنها را درک میکنیم. شعرها مانند داستانهای کوتاه و آهنگین هستند که با کلمههای رسا و زیبا، دنیایی رنگارنگ را برای ما描绘 میکنند.
هدف این درس آن است که با واژهها و شعرها دوست شویم و بتوانیم به راحتی با آنها ارتباط برقرار کنیم.
معنی درس ۱۰ آرش مهمان شهر ما چهارم درس
**درس دهم: باغچه کودکان**
**توضیح درس دهم فارسی پایه چهارم**
**واژههای هممعنی درس دهم فارسی چهارم**
**واژههای مخالف درس دهم فارسی کلاس چهارم**
معنی کلمات درس دهم فارسی چهارم دبستان
خوشحال: راضی و خوشنود
سقف: طاق
مکتب: مدرسههای قدیم
رونق: پررونق بودن کار و زندگی
انتخاب شدن: برگزیده شدن
کنجکاو: جویا و پرسشگر
ساکن شدن: ماندن در یک جا
علاقه: اشتیاق و توانایی
گوشه: کنج
توانایی: استعداد و آمادگی
هدف: مقصود و خواسته
تصمیم: اراده و عزم
تلاش: پشتکار و کوشش
هما: پرنده خیالی خوشبختی
نرمش: رفتار ملایم و باگذشت
مهربانی: رحمت و دلسوزی
مخلوقات: موجودات
چهره: رخ و صورت
سنگ قیمتی: نگین
شگفتزده: متحیّر و حیران
تشکیل شدن: دایر شدن
شغل: حرفه و پیشه
ذوق: طبع و استعداد
سودمند بودن: بهرهرسانی
درخشان: فروزان و تابان
استعداد: قریحه و توانایی
ناتوان: عاجز
نوآوری: ابداع
پر: لبریز و آکنده
الگو: سرمشق و نمونه
پشتبام: بام
دلسوز: مهربان
شکیبایی: بردباری
ملایمت: مدارا و نرمی
پدر شگفتیها: ابوالعجایب
معرفی کردن: علم کردن و شناساندن
نیازمند: مسکین و فقیر
بخشش: کرم و لطف
نشانه: آیت و دلیل
پرکار: فعال و کوشا
پرهیجان: پرشور و با حرارت
نصیحت: پند و اندرز
کودکان: اطفال
سوگند: قسم
راضی: خشنود
سنگ گرانبها: نگین
زندگینامه: سرگذشت
نوآوری: ابداع
پشتکار: تلاش و کوشش
مخصوص: ویژه و خاص
گروه: اجتماع
از عهده: از پس کاری برآمدن
کلمات هم خانواده درس دهم فارسی چهارم
صبر: کسی که شکیبایی میکند و در برابر سختیها استقامت دارد
فعال: کسی که کار و تلاش میکند
رحمت: مهربانی و بخشش فراوان
مقصود: هدف و منظور اصلی
قبول: پذیرفته شدن و مورد پسند واقع شدن
کتاب: نوشتهای که مجموعهای از مطالب را در بر میگیرد
مکتب: جایگاه آموزش و پرورش
کرم: بخشش و بزرگواری
اسیر: فردی که در بند است
شهدا: کسانی که در راه حق جان خود را از دست دادهاند
قاتل: کسی که مرتکب کشتن دیگری شده است
اطفال: کودکان و خردسالان
اختراع: پدید آوردن چیزی جدید
جویا: کسی که در پی یافتن چیزی است
عشق: احساس عمیف و نیرومند دوست داشتن
اجتماع: گردهمایی و جمع شدن افراد
تصویر: عکس و نقشی که از چیزی کشیده میشود
شغل: کار و پیشهای که فرد برای گذران زندگی انجام میدهد
شعر: سخن موزون و آهنگین
استعداد: توانایی ذاتی برای انجام کاری
راضی: کسی که خشنود و خوشحال است
عاجز: ناتوان و درمانده
مقصود: هدف و قصد اصلی
اختراع: ابداع و ساختن چیزی نو
معلم: کسی که دانش و دانستنیها را به دیگران میآموزد
کلمات مخالف و متضاد درس دهم فارسی کلاس چهارم
باسواد : کسی که خواندن و نوشتن بلد نیست
جدید : چیزهای مربوط به زمان گذشته
قبول : پذیرفته نشدن
ابتدا : نقطه پایان
توانا : فردی که قادر به انجام کاری نیست
اسیر: شخص رها شده
گدا : کسی که دارایی زیادی دارد
مسکین : انسان بینیاز
لبریز : تهی و بدون محتوا
طاق : قسمت پایین
خشنود : ناراضی و ناخوشنود
بهره : زیان و آسیب
عاجز : شخص قدرتمند و قوی