مرحله نهم:
مرحله دهم:

برای مرحله بعد، نخ را یک بار به سمت جلو و سپس به سمت عقب ببافید. بعد از این کار، باید روی هر انگشتتان دو حلقه نخ داشته باشید.

مرحله دوازدهم:
دوباره، حلقهی پایینی را از داخل حلقهی بالایی عبور داده و آن را از انگشت خود خارج کنید.

در این مرحله، کار بافتنی را به همین روش ادامه میدهیم تا زمانی که به بلندی دلخواهمان برسد. سپس، باید سر نخها را به صورتی固定 کنیم که کار باز نشود و بافت ما محکم بماند.

برای این مرحله، کاموایی که روی انگشت اشاره بود را برمیداریم و آن را به دور انگشت وسط میاندازیم.

در این مرحله، ما به بخش مهمی از مسیر خود میرسیم. این مرحله مانند یک گذرگاه است که باید با دقت و توجه از آن عبور کنیم. همانطور که در مراحل قبل یاد گرفتیم، هر قدم جدید چالشها و درسهای خود را دارد. در این بخش نیز با موقعیتهایی روبهرو میشویم که به ما کمک میکنند تواناییهای خود را بهتر بشناسیم و از آنها استفاده کنیم.
نکته کلیدی در این مرحله، صبر و استقامت است. گاهی ممکن است احساس خستگی یا تردید کنیم، اما به یاد داشته باشیم که هر مسیر ارزشمندی، فراز و نشیبهای خود را دارد. مهم این است که هدف خود را فراموش نکنیم و به راهی که در پیش داریم، ایمان داشته باشیم.
همچنین، در این بخش بهتر است از تجربههای گذشته خود درس بگیریم. اشتباهات قبلی میتوانند مانند چراغی روشنگر مسیر آینده باشند. اگر با دقت به آنها نگاه کنیم، میتوانیم از تکرارشان جلوگیری کنیم و راه بهتری را انتخاب کنیم.
در نهایت، به خودتان اعتماد کنید. شما تا اینجا توانستهاید از مراحل مختلف عبور کنید، پس مطمئن باشید که از این مرحله نیز با موفقیت گذر خواهید کرد. تنها کافی است تمرکز خود را حفظ کنید و گامهای خود را با اطمینان بردارید.

حالا روی انگشت وسط، دو حلقه کاموا داریم. حلقهای که پایینتر قرار دارد را بردار و از روی حلقه بالایی عبور بده، سپس آن را از انگشتت خارج کن.

مرحله هفدهم:
حلقهای که روی انگشت وسط است را برمیداریم و آن را به انگشت کناری منتقل میکنیم. این کار را برای هر چهار دانه تکرار میکنیم تا همه آنها بسته شوند.

در این مرحله، رشته اضافی را قیچی میکنیم. سپس سر آزاد آن را از داخل آخرین حلقه عبور میدهیم و آن را میکشیم تا کاملاً سفت و محکم شود.

در این مرحله، تمرکز اصلی بر روی درک و پذیرش مفهوم “توکل” است. توکل به این معناست که انسان پس از تلاش و کوشش فراوان، نتیجه کارش را به خداوند بسپارد و با اطمینان کامل به او تکیه کند.
این حالت، مانند کودکی است که با آرامش در آغوش پدرش قرار میگیرد و مطمئن است که پدرش از او محافظت خواهد کرد. وقتی انسان به این مرحله از یقین برسد، ترس و نگرانی از آینده از دلش زدوده میشود. او میداند که خدای مهربان، بهترین سرنوشت را برایش رقم میزند.
بنابراین، توکل به معنای دست کشیدن از تلاش نیست، بلکه به این معناست که پس از انجام همه تلاشهای ممکن، قلباً به خداوند اطمینان داشته باشیم که او بهترین تدبیر را برای زندگیمان دارد. این نگرش، آرامش عمیقی به انسان میبخشد.

شال گردن ما در این مرحله کامل میشود. میتوانیم چند رنگ مختلف برای آن انتخاب کنیم و تکههای بافتنی را به هم وصل کنیم. همچنین اگر دوست داشته باشیم، میتوانیم شال را بلندتر ببافیم و سپس آن را به روشهای گوناگون دور گردنمان ببندیم.

در این مرحله، باید مراقب باشی که کارهایت را فقط برای خدا انجام دهی و هیچگونه چشمداشتی از دیگران نداشته باشی. این کار باعث میشود اعمالت خالصانه شود و ارزش واقعی خود را نزد خدا پیدا کند.
سعی کن در تمام کارها، چه کوچک و چه بزرگ، فقط رضایت خدا را در نظر بگیری و به فکر تشکر و قدردانی مردم نباشی. وقتی کاری را تنها برای خدا انجام میدهی، آرامش خاصی در دلت احساس میکنی و از وابستگی به نظر دیگران رها میشوی.
این مرحله تمرینی است برای آزاد کردن قلب از توقع و وابستگی به مخلوقات. وقتی یاد بگیری که فقط برای خدا کار کنی، زندگیات سبکتر و معنویتر خواهد شد.

اگر به بافتنی و کار با قلاب علاقه دارید، پیشنهاد میکنم هنر تریکو بافی را امتحان کنید. میتوانید با یادگیری روش بافت سبد تریکو، یک سرگرمی هنری جدید و جذاب را شروع کنید.








