**پاسخ تمرینهای درس دوم کتاب نگارش پایه دهم (صفحههای ۳۳ تا ۳۸)**
**فعالیتهای نوشتاری (صفحه ۳۳ و ۳۴)**
**۱. بازنویسی حکایت**
این حکایت به ما میگوید که یک روز، مرد کشاورزی در مزرعه خود مشغول کار بود. او برای اینکه بتواند بهتر و راحتتر کار کند، لباسش را در کناری گذاشت. بعد از مدتی، وقتی سراغ لباسش رفت، متوجه شد که یک مار سمی داخل آن لانه کرده است. کشاورز که بسیار ترسیده بود، برای نجات خودش فکر کرد که باید یک راه حل پیدا کند. او تصمیم گرفت یک دشمن برای مار پیدا کند تا مار را از آنجا دور کند. بنابراین، نزد یک روباه رفت و از او کمک خواست. اما روباه گفت: «من خودم از آن مار میترسم و نمیتوانم به تو کمک کنم.» سپس کشاورز پیش یک ببر رفت و داستان را برایش تعریف کرد. ببر هم گفت: «من از آن مار نمیترسم، اما این کار به من مربوط نیست و برایم سودی ندارد.» در نهایت، کشاورز که ناامید شده بود، به سراغ یک مورچه رفت. مورچه با شنیدن مشکل کشاورز، قبول کرد که به او کمک کند. مورچه به آرامی به سمت مار خزید و بدون اینکه مار متوجه شود، نیش کوچکی به او زد. مار از درد به خود پیچید و مجبور شد آنجا را ترک کند. به این ترتیب، کشاورز با کمک یک دوست کوچک اما باهوش، از شر مار خلاص شد و یاد گرفت که نباید قدرت دوستان کوچک را دست کم گرفت.
**۲. درک متن**
* **هدف نویسنده از آوردن مثالهای مختلف در این متن چیست؟**
نویسنده با آوردن مثالهای مختلف سعی کرده است موضوع اصلی متن را برای خواننده روشنتر و قابل درکتر کند. این کار به خواننده کمک میکند تا بهتر متوجه منظور نویسنده شود و موضوع را به خاطر بسپارد.
* **متن اصلی چه پیامی برای خواننده دارد؟**
پیام اصلی این متن این است که در زندگی، مشکلات و سختیها همیشه وجود دارند، اما ما باید هوشمندانه عمل کنیم و برای حل آنها دنبال راه حل بگردیم. گاهی اوقات راه حل مشکلات در جاهایی است که ما انتظارش را نداریم و حتی کمکهای کوچک میتوانند نتایج بزرگی به دنبال داشته باشند.
**۳. نوشتن توضیح**
**توضیح:** در این بخش باید توضیح دهید که چرا نویسنده از این روش برای بیان مقصود خود استفاده کرده است. میتوانید بنویسید که استفاده از حکایت و مثال، باعث میشود خواننده بهتر با موضوع ارتباط برقرار کند و مفهوم درس را به صورت ملموستری درک کند. این روش، تاثیرگذاری متن را بیشتر میکند.
**۴. کامل کردن متن**
متن کامل شده به این صورت خواهد بود:
“یک روز، مرد کشاورز متوجه شد که یک مار خطرناک در لباسش پنهان شده است. او که بسیار ترسیده بود، برای نجات خودش از دوستان مختلفی کمک خواست. اما هیچ یک از حیوانات بزرگ و قوی حاضر به کمک او نشدند. در نهایت، یک مورچه کوچک قبول کرد که به کشاورز کمک کند. مورچه با نیش زدن مار، او را فراری داد و کشاورز را نجات داد. این داستان به ما یادآوری میکند که در زندگی، گاهی کمکهای کوچک میتوانند مشکلات بزرگ را حل کنند و ما نباید کسی را به خاطر اندازه یا ظاهرش دست کم بگیریم.”
**کارگاه نوشتن (صفحه ۳۵ و ۳۶)**
**۱. بازآفرینی**
برای بازآفرینی این حکایت، میتوانید داستان را به شکل جدیدی تعریف کنید. برای مثال، میتوانید شخصیتها یا محل داستان را تغییر دهید. فرض کنید به جای کشاورز، یک دانشآموز در کتابخانه مدرسه با یک مشکل مواجه شده است. او برای حل مشکلش به دوستان بزرگترش مراجعه میکند، اما آنها به او کمک نمیکنند. در نهایت، یک دانشآموز کوچکتر با یک راه حل ساده و هوشمندانه مشکل او را حل میکند. با این کار، اصل داستان و پیام آن حفظ میشود، اما در قالب یک موقعیت جدید بیان میگردد.
**۲. گزارش**
**گزارش یک اتفاق:** دیروز در حیاط مدرسه، یک پرنده کوچک که تازه پرواز یاد گرفته بود، روی زمین افتاده بود و نمیتوانست دوباره پرواز کند. تعدادی از دانشآموزان دور آن جمع شدند. یکی از آنها میخواست پرنده را بردارد، اما دیگری گفت که بهتر است به آن دست نزنیم. در نهایت، یکی از دانشآموزان که اطلاعاتی درباره پرندگان داشت، پیشنهاد کرد که پرنده را به آرامی روی یک شاخه درخت بنشانیم. ما این کار را کردیم و بعد از چند دقیقه، پرنده خودش را جمع و جور کرد و دوباره به پرواز درآمد. همه از این که توانسته بودیم به یک موجود زنده کمک کنیم، خوشحال بودیم.
**۳. شعرخوانی**
*در این بخش، اگر شعری وجود دارد، عیناً و بدون تغییر نوشته میشود.*
**۴. داستاننویسی**
برای نوشتن یک داستان کوتاه، موضوعی را انتخاب کنید که برایتان جالب است. برای مثال، میتوانید درباره یک دوستی جدید، یک تجربه شخصی یا یک رویا بنویسید. سعی کنید در داستان خود از عناصری مانند شخصیتپردازی، صحنهسازی و گفتگو استفاده کنید تا داستان جذابتر شود. داستان را با یک شروع جالب آغاز کنید، سپس ماجرا را پیش ببرید و در پایان، نتیجهگیری مناسبی داشته باشید.
**پاسخ تمرینهای درس (صفحه ۳۷ و ۳۸)**
**۱. درک و بیان**
پاسخ به این سوالات بستگی به متن اصلی درس دارد. شما باید با توجه به متنی که در کتاب درسی خود دارید، به این سوالات پاسخ دهید. سوالات معمولاً درباره مفهوم کلی درس، شخصیتها، اتفاقات و پیام داستان هستند.
**۲. واژهسازی**
در این بخش، معمولاً از شما خواسته میشود که با استفاده از واژههای داده شده، کلمات جدیدی بسازید یا معنی کلمات را بنویسید. با توجه به کلمات موجود در درس، این تمرین را انجام دهید.
**۳. نگارش**
در بخش نگارش، باید متن خود را از نظر دستور زبان، املا و نشانهگذاری بررسی کنید تا مطمئن شوید که متن شما روان و بدون اشتباه است. همچنین سعی کنید جملات را به گونهای بنویسید که ارتباط منطقی بین آنها برقرار باشد.
**۴. درست و نادرست**
برای پاسخ به سوالات درست و نادرست، باید با دقت متن درس را بخوانید و با توجه به اطلاعات موجود در متن، مشخص کنید که هر جمله درست است یا نادرست.
**۵. کامل کردنی**
در این بخش، باید جاهای خالی را با کلمات مناسب پر کنید. این کلمات معمولاً از داخل متن درس استخراج میشوند. با دقت در متن، کلمات صحیح را پیدا کرده و در جای خود بنویسید.
**توجه:** برای پاسخ دقیق به سوالات صفحات ۳۷ و ۳۸، لازم است متن اصلی درس دوم کتاب نگارش دهم را در اختیار داشته باشید.

عنوان درس: درس دوم — نگاه یک نویسنده
موضوع: یادگیری مرحله به مرحله
مقطع: پایه دهم — رشتههای ریاضی، تجربی و انسانی
گام به گام درس دوم نگارش دهم
انتخاب آسان صفحهها:
راهنمای کامل درس دوم نگارش پایه دهم
پاسخ تمرینهای صفحههای ۳۳، ۳۴ و ۳۵ نگارش دهم
پاسخ سوالات صفحه ۳۶ درس دوم نگارش دهم
پاسخ صفحه ۳۷ درس دوم نگارش دهم
پاسخ بخش مثلنویسی صفحه ۳۸ نگارش دهم
راهنمای نگارش پایه دهم / در این قسمت پاسخ همه فعالیتها و پرسشهای درس دوم نگارش پایه دهم برای شما دانشآموزان عزیز آماده شده است. شما میتوانید پاسخ صفحههای ۳۳، ۳۴، ۳۵، ۳۶، ۳۷ و ۳۸ را در این بخش از همگام درس ببینید.
جواب کارگاه نوشتن صفحه ۳۳ و ۳۴ و ۳۵ نگارش دهم
متنهای زیر را مطالعه کنید و نوع فضایی که در آنها حاکم است (عینی یا ذهنی) را تعیین کرده و دلیل پاسخ خود را توضیح دهید.
متن اول:
پاسخ: فضای این نوشته عینی است، زیرا به توصیف چیزهایی مانند قفس و تنبلی پرداخته شده است.
متن دوم:
پاسخ: فضای این متن نیز عینی است، چون از اشیاء و پدیدههایی مانند ماشین، کلاغ، همسایه و دانههای باران صحبت شده است.
متن سوم:
پاسخ: فضای حاکم بر این نوشته عینی است، زیرا شامل توصیفاتی مانند نردهٔ کوچه و موارد مشابه است.
متن چهارم:
پاسخ: فضای این نوشته ذهنی است، زیرا نویسنده با افکار و تخیلات خود درگیر شده است.
جواب صفحه ۳۶ درس دوم نگارش دهم
موضوع: مادر
مادر فقط یک واژه ساده نیست. وقتی نامش را میبری، گویی طعم محبت و مهربانی را روی زبانت حس میکنی. انگار خداوند همهٔ مهربانیها و از خودگذشتگیهای جهان را در یک واژه گرد آورده است.
مادر، تنها همراه و پشتیبان پس از خداست. تنها کسی که میتوانی با اطمینان کامل به او تکیه کنی، بیآنکه ترسی به دلت راه یابد. او کسی است که تمام زندگیاش را صرف مراقبت از من کرده و حتی برای یک لحظه هم مرا فراموش نکرده است.
در روزهای شاد، با خندههایم خندیده و در لحظات غم، همراه من گریسته. وقتی بیمار میشدم، تا پاسی از شب بیدار میماند و از استراحت خود میگذشت تا بهبود یابم.
مادر، فرشتهای بیبال است که خداوند او را در قالب انسان به زمین فرستاده تا هرگز تنها نباشیم. فرشتهای که با دستان پرزحمتش اشکهایم را پاک میکرد و همچون پروانهای به دورم میگشت تا در سایهٔ مهرش رشد کنم.
مادرم، رنجهایی که برایم متحمل شدی، بیشمار است و من هرگز قادر نیستم همهٔ آنها را جبران کنم؛ اما همیشه میکوشم فرزند خوبی برایت باشم و رویاهایت را تا آنجا که میتوانم، برآورده سازم.
جواب صفحه ۳۷ درس دوم نگارش دهم
نوشتههای دوستان خود را بر اساس معیارهای زیر بررسی و ارزیابی کنید.
جواب مثل نویسی صفحه ۳۸ نگارش دهم
از تو تلاش، از خدا یاری.
**داستان اول: پسر و پیدا کردن کار**
در روزگار قدیم، در یک روستا، زنی با سه فرزند زندگی میکرد: دو بچه کوچک و یک پسر بزرگ. شوهر این زن فوت کرده بود و تنها منبع درآمدشان، گاو و گوسفندهایی بود که داشتند. اما درآمد حاصل از آنها برای زندگی کافی نبود.
زن به پسر بزرگش گفت: “پسر عزیزم، لطفاً به شهر برو و برای خودت کاری پیدا کن تا بتوانی مخارج برادر و خواهرهای کوچکترت را تأمین کنی. من هم از اینجا با فروش شیر دامها، کمی پول درمیآورم.”
اما پسر کمی بهانه گرفت و گفت: “مادر، مگر کار کجاست؟ الان همه جا بیکاری است، چه در شهر و چه در روستا.”
یک سال گذشت و ناگهان بیماری به دامهایشان افتاد و تمام گاو و گوسفندها مردند. این بار، با اصرار زیاد مادر، پسر چارهای جز رفتن به شهر نداشت.
پسر به شهر رفت. او با پشتکار زیاد به دنبال کار گشت و پس از چند روز تلاش سخت، بالاخره شغل خوبی با درآمد مناسب پیدا کرد.
او اولین حقوقش را پسانداز کرد و به روستا برگشت و تمام پول را به مادرش داد. مادر از خوشحالی به پسرش گفت: “پسرم، میخواهم یک نصیحت به تو بکنم که تا آخر عمرت به آن عمل کنی: تا زمانی که خودت اراده نکنی و به دنبال کار نروی، کار به سراغ تو نخواهد آمد.”
با شنیدن این حرف، یاد یک ضربالمثل معروف افتاد: **از تو حرکت از خدا برکت.** یعنی تو باید قدم اول را برداری و تلاش کنی، مطمئن باش که خداوند کمکات خواهد کرد. یا مثل این میماند که: **آب که یک جا ماند، میگندد.**
**داستان دوم: مرد کشتیگیر**
مردی از روی چهارپایه پایین آمد. نفسکشیدن برایش سخت بود. با دست کمرش را گرفت و ناله کرد. خودش را روی مبل کهنه و فرسودهای انداخت. صدای به هم خوردن فنرهای مبل بلند شد. همسرش مشغول خیاطی بود. چشمانش را تنگ کرده بود و با نظم و ترتیب کوک میزد.
مرد آه بلندی کشید. زن به او نگاهی کرد و گفت: “الان دیگر وقت ناله کردن نیست.”
مرد با ناراحتی دهانش را کج کرد و از روی مبل بلند شد. سرفه کرد، قرصهایش را برداشت و با آب خورد. سپس به دیوار خیره شد؛ به مدالهایی که به دیوار آویزان بودند و روزگاری بر سینه او میدرخشیدند.
چهرهاش در هم رفت. به بیرون پنجره نگاه کرد. ناگهان با خوشحالی یکه خورد و گفت: “احمد! این که احمد است! احمد دهقان. یادت میآید؟”
زن با سر اشاره کرد که نه. مرد ادامه داد: “همان که با هم به مسابقات کشوری در چین رفتیم. من مقام اول را آوردم و او سوم شد.”
بعد با لبخند افزود: “پسر شوخطبعی بود. در هر مسابقهای، گوشش آسیب میدید.” زن پرسید: “که چی؟”
مرد گفت: “همین الان او را دیدم که وارد مغازهای شد. اصلاً هم تغییر نکرده بود. بعد از سیوچند سال، هنوز هم سرحال و قبراق است. به نظر میرسد الان یک مربی بسیار موفق شده. اما همه میگفتند من از او بااستعدادتر بودم. او هم خوب بود، اما خیلی اهل تمرین و تکنیک نبود. انگار زندگی به او روی خوش نشان داده.”
مرد دوباره ناله کرد و از درد کمر، خودش را روی مبل انداخت. مدتی سرفه کرد و سرفه کرد. اسپری تنفسیاش را برداشت و بعد از استفاده، کمی نفسش راحت شد.
زن با لبخندی تمسخرآمیز گفت: “**آب که یکجا بماند، میگندد.** تو که دیگر هیچ کاری نمیکنی. سی سال است که هیچ فعالیتی نداری. فقط میخوری و میخوابی. حالا مقایسه کن زندگی ما را با زندگی او. دیگر جای تعجب ندارد.”
مرد از درد به خود پیچید و خم شد…
**پندهای اخلاقی:**
* **کار نیکو کردن از پر کردن است.**
مفهوم: برای اینکه در کاری به مهارت و موفقیت برسی، باید مداوم و پیوسته تلاش کنی.
* **معنی ضرب المثل: باد آورده را باد می برد.**
مفهوم: هر چیز ارزشمندی که بدون زحمت و تلاش به دست بیاید، به آسانی و بدون esfuerzo از دست میرود.
* **تو نیکی می کن و در دجله انداز.**
مفهوم: هر نیکی که انجام میدهی، حتی اگر پنهان باشد، در نهایت نتیجهاش به خودت بازمیگردد.