در این درس، با زندگی شهید محمدجواد تندگویان آشنا میشویم. او فردی بود که در دوران دفاع مقدس، مسئولیت مهمی بر عهده داشت و برای خدمت به مردم و میهنش، از هیچ تلاشی دریغ نکرد.
**خلاصه درس:**
شهید تندگویان در زمان جنگ، وزیر نفت بود. او با وجود خطرات بسیار، برای سرکشی به کارگران و تاسیسات نفتی به منطقه جنگی رفت. در راه بازگشت، خودروی او مورد حمله دشمن قرار گرفت و او به اسارت درآمد. با این که فرصت فرار داشت، به خاطر همراهش در اسارت ماند و در نهایت، پس از تحمل رنج بسیار، به شهادت رسید. این درس از ما میخواهد که مانند او، مسئولیتپذیر، فداکار و مهربان باشیم.
**معنی واژهها:**
* **اسارت:** گرفتاری، زندانی شدن
* **تأسیسات:** ساختمانها و دستگاههای بزرگ و مهم
* **تدبیر:** چارهاندیشی، برنامهریزی
* **تقوا:** پرهیزگاری، دوری از گناه
* **حُسن شهرت:** معروفیت خوب
* **درمانده:** ناتوان، مستأصل
* **رزمندگان:** جنگجویان
* **مسؤولیت:** وظیفه
* **مهربانی:** دلسوزی، محبت
* **وصیت:** سفارش و پندی که قبل از مرگ به دیگران میدهند
**واژههای متضاد (مخالف):**
* اسارت ➔ آزادی
* مهربانی ➔ بیرحمی
* تقوا ➔ گناه
* درمانده ➔ توانا
* پیروزی ➔ شکست
**واژههای همخانواده:**
* شهید: شهادت، مشهود
* اسارت: اسیر، اسيران
* مسئولیت: مسئول، سؤال
* رزمندگان: رزم، رزمدان
* مهربانی: مهربان، مهر

نام درس: درس هشتم | موضوع: مفهوم واژهها و درک شعر | پایه ششم دبستان
معنی کلمات و متضاد و هم خانواده شهید تندگویان
انتخاب بخشهای مختلف:
• معنی کلمات، متضادها و خانواده واژههای درس شهید تندگویان
• خلاصهی بخش «بخوان و بیندیش» صفحه ۶۲ کتاب فارسی ششم
• معنی واژههای درس شهید تندگویان فارسی ششم
• کلمات همخانواده درس هشتم فارسی ششم
• کلمات متضاد درس هشتم فارسی ششم
توضیح بخش «بخوان و بیندیش» صفحه ۶۲ فارسی ششم
خلاصه بخوان و بیندیش تندگویان صفحه ۶۲ فارسی ششم
محمد جواد تندگویان در خرداد سال ۱۳۲۹ متولد شد. از همان دوران کودکی، فضای خانه او با عشق به اسلام و قرآن همراه بود. او با کتاب مأنوس بود و مطالب را با صدای بلند میخواند و هرچه میآموخت، برای دوستانش بازگو میکرد. پس از پایان دبیرستان، در آزمون چند دانشگاه پذیرفته شد و از میان آنها، رشته مهندسی را انتخاب کرد. در دانشگاه، دانشجویان را با معارف اسلامی آشنا میکرد و آنها را به مبارزه با حکومت پهلوی تشویق مینمود.
پس از فارغالتحصیلی، در دوران خدمت سربازی به جرم پخش اعلامیههای امام خمینی دستگیر و به زندان افتاد. پس از پیروزی انقلاب اسلامی، مهندس تندگویان آزاد شد و به سمت مدیریت شرکت ملی مناطق نفتخیز جنوب منصوب گردید. در شهریور همان سال، نیروهای عراقی به ایران حمله کردند و جنگ آغاز شد. او به طور مرتب از مناطق عملیاتی و کارکنان نفت بازدید میکرد. در یکی از این بازدیدها، همراه همراهانش به اسارت دشمن درآمد. دشمن به زودی فهمید که او وزیر نفت ایران است و او را به بغداد بردند.
در زندانهای بغداد، همواره به خداوند توکل داشت و به تلاوت قرآن مشغول بود. در برابر شکنجههای سخت دژخیمان صدام مقاومت میکرد. دولت جمهوری اسلامی برای آزادی او تلاشهای زیادی انجام داد، اما سرانجام مشخص شد این مهندس شجاع که سراسر وجودش از ایمان و عشق به اسلام لبریز بود، تحت شکنجههای ظالمانه به شهادت رسیده است. اگرچه تاریخ دقیق شهادت او نامعلوم است.
معنی کلمات درس شهید تندگویان فارسی ششم
در این درس، قرار است با هم فکر کنیم و بیاموزیم که چرا باید در کارهایمان هدف داشته باشیم. گاهی اوقات، کاری را شروع میکنیم بدون اینکه بدانیم چرا آن را انجام میدهیم. این مانند این است که در جادهای قدم بزنیم بدون اینکه بدانیم به کجا میرویم.
اما وقتی برای کارهایمان هدف مشخصی داشته باشیم، مانند کسی هستیم که نقشهای در دست دارد و میداند به کدام سمت باید برود. داشتن هدف به ما کمک میکند تا بهتر تصمیم بگیریم و برای رسیدن به خواستههایمان تلاش کنیم. همچنین، وقتی بدانیم چرا کاری را انجام میدهیم، انگیزه بیشتری برای ادامه دادن پیدا میکنیم.
پس به یاد داشته باشیم: قبل از شروع هر کاری، از خودمان بپرسیم “چرا این کار را انجام میدهم؟” و “به کجا میخواهم برسم؟” اینگونه، مسیر زندگی برایمان روشنتر و رسیدن به موفقیت، آسانتر خواهد شد.
| مناطق: جمع منطقه، بخشی از یک سرزمین مانند شهرها و روستاها جُرم: گناه نیروها: سربازان و سپاهیان انتشار: منتشر کردن، چاپ کردن اسارت: اسیر شدن، گرفتاری اعلامیّه: برگی شامل نوشتهای معمولاً سیاسی یا مذهبی برای پخش عمومی، آگهی محیط: فضا، گرداگرد تبعید: کسی را از وطن خود به جای دیگر فرستادن، دور کردن، راندن محبّت: عشق تحقّق: انجام، اجرا، به حقیقت پیوستن خاندان: خانواده، تبار، دودمان به پا خاسته: ایستاده، آماده برای قیام و مبارزه زینت: زیبایی، آرایش، زیور صحنه: میدان، پهنه |
تحصیل: یادگیری، به دست آوردن پالایشگاه: محلّی برای صاف و پالایش کردن موادّی مثل نفت خام جدّی: کوشا، وظیفه شناس، سختگیر انتقال: جابجایی، نقل مکان کردن ساعی: سعی کننده، کوشا تلاوت: خواندن، قرائت کردن تأمین میکرد: آماده میکرد، فراهم میکرد غافل: بیخبر، فراموشکار اقدامات: جمع اقدام، دست زدن به کارها بیرحمانه: با سنگ دلی و بیرحمی تأسیس: ایجاد، پیریزی، تشکیل دژخیمان: دشمنان هیئت: گروهی که در ایّام محرّم عزاداری میکنند. تحمیلی: کسی را به پذیرش چیزی وادار بکنند، وادار شده جلسات: نشست ها |
| حقایق: جمع حقیقت، حقیقتها، راستی ها مُبادله: رد و بدل کردن، چیزی را دادن و چیزی را گرفتن حقوق بشر: مجموعهی حقها و آزادیهای اختصاص یافته به عنوانِ حقّ طبیعی انسان که باید از جانب ِ همه ی قدرت های سیاسی، محترم شمرده شود. استقبال: پیشواز سرشار: پُر، انباشته ایثار: از خودگذشتگی، کسی را بر خود برتری دادن غریبانه: غریب وار، دور از وطن و تنها بودن |
استقامت: پایداری و مقاومت خاموش: ساکت آزادگان: در این درس به معنی اسیران جنگی ایرانی آزاد شده پس از جنگ ایران و عراق. واژهی »آزاده« در اصل، به معنی آزاد، وارسته، نجیب یوسف گم گشته: در اینجا، منظور مهندس تُندگویان، است. مدّعیان: ادّعا کنندگان جهانی (جهان) : در این شعر به معنی بسیار زیاد، مفهوم بزرگی میدهد. بند: طناب، زنجیر، ریسمان. در این شعر به معنی زندان است |
کلمات هم خانواده درس هشتم فارسی ششم
خاطر – یاد – یادها – به ذهن آمدن – ریسک
پاسداری – پاسدار – بارها – بار – دور کردن
مقدّس – قدس – اقدس – قدّیس
افتادن – افتاده – رها شدن
بازدارنده – بازداشتن – ممنوع – بازدارندهها
کار – شاغل – درگیری – شغال
کاغذها – برگ – ورق زدن – برگه
درگیری – دیوار – بسته شدن
وظیفه – وظایف – مسئول
ستم – ستمگر – ستمدیده
گستردگی – گسترده – فراخ
گاه – روزگار – بستر
نفوذ – نافذ – سوراخها – راه
روبرویی – روبرو – توانا – پیش – قبله
جابجایی – جابجا شده – نقل – انتقالدهنده
جا – جایگاه – هنگامها – رخداد
تندی – تند
کلمات متضاد درس هشتم فارسی ششم
شب با روز فرق دارد
بسیار با کم تفاوت میکند
آباد شده با خراب شده یکی نیست
جنگ و صلح مقابل هم هستند
دشمن و دوست در دو طرف قرار دارند
ناگوار و خوشایند معنای متضاد دارند