**درس سیزدهم: لطف خدا**
**مفهوم درس:**
این درس به ما میگوید که خداوند با لطف و مهربانی بیپایانش، همه چیزهایی را که ما برای زندگی نیاز داریم، برایمان فراهم کرده است.
هوای پاکی که نفس میکشیم، آبی گوارا برای نوشیدن، خورشید پرنوری که به زمین گرما و روشنایی میبخشد، و ابرهای بارانی که آب را به مزارع و باغها میرسانند، همه و همه از نشانههای محبت و بخشش خداوند هستند.
خداوند به همهٔ موجودات زنده، از انسانها گرفته تا حیوانات و گیاهان، توجه دارد و نیازهایشان را برطرف میسازد. این نعمتهای بزرگ، هدیههایی از سوی خدای مهربان هستند و ما باید همیشه قدردان این همه لطف و محبت باشیم.
—
**واژهها و برابرهای آنها:**
* **لطف:** مهربانی، محبت
* **حق:** خداوند
* **گوهر:** جواهر
* **گران:** باارزش
* **گوهر گران:** چیز بسیار باارزش
* **نور:** روشنایی
* **سایه:** جایی که نور آفتاب به آن نمیتابد
* **نعمت:** روزی، موهبت
* **فراوان:** زیاد، بیشمار
* **باران:** آبهایی که از آسمان میبارد
* **ابر:** تودهٔ بخار آب در آسمان
* **مزرعه:** کشتزار، جایی که در آن کشاورزی میکنند
* **باغ:** باغچهٔ بزرگ
**مخالف کلمات:**
* لطف ⇔ بیمهری
* گران ⇔ ارزان
* نور ⇔ تاریکی
* فراوان ⇔ کم

نام درس: درس سیزدهم – لطف و مهربانی خداوند
مبحث: درک معنای واژهها و مفهوم شعر
پایه: چهارم دبستان
در این درس، با معنای کلمههای تازه و مفهوم یک شعر آشنا میشویم. هدف این است که بتوانیم واژهها را به خوبی درک کنیم و بدانیم شعر چه پیامی برای ما دارد.
این درس به ما کمک میکند تا با زبان فارسی بهتر ارتباط برقرار کنیم و از خواندن شعرها لذت ببریم.
معنی درس ۱۳ لطف حق چهارم
درس سیزدهم: لطف حق
**درک مطلب درس ۱۳ لطف حق**
در این درس، دانشآموزان با مفهوم لطف و مهربانی خداوند آشنا میشوند. متن به زیبایی نشان میدهد که خداوند با رحمت بیپایان خود، همهٔ موجودات را تحت مراقبت و حمایت دارد. این درس به کودکان میآموزد که در زندگی سپاسگزار نعمتهای خدا باشند و مهربانی را به دیگران هدیه دهند.
**درک شعر لطف حق**
شعر این درس با زبانی ساده و دلنشین، لطف و محبت خداوند را توصیف میکند. در این شعر، از نعمتهایی مانند آفرینش جهان، باران رحمت و محبت بیکران پروردگار یاد شده است. هدف از این شعر، تقویت حس شکرگزاری و امید در دل کودکان است.
**معنی واژههای درس سیزدهم**
در این بخش، معنای واژههای سخت و جدید درس به طور خلاصه و قابل فهم بیان شده است تا دانشآموزان بتوانند به راحتی متن و شعر را درک کنند.
**واژههای همخانواده**
در این قسمت، کلماتی که ریشهٔ یکسان دارند و از یک خانواده محسوب میشوند، گردآوری شدهاند. این کار به بچهها کمک میکند تا ارتباط بین کلمات را بهتر بفهمند و دایرهٔ لغات خود را گسترش دهند.
**واژههای مخالف**
در این بخش، کلماتی که معنای متضاد و مخالف یکدیگر دارند، معرفی شدهاند. یادگیری این کلمات به درک بهتر مفاهیم و تقویت مهارت نوشتاری کودکان کمک میکند.
معنی شعر لطف حق فارسی چهارم دبستان
مادر موسی، به دستور پروردگار، فرزندش را در رود نیل قرار داد. او از کنار ساحل، با نگرانی و اندوه به کودکش نگاه می کرد و با خود می گفت: “ای فرزند کوچک و بی گناه من، اگر مهربانی خدا تو را فراموش کند، چگونه از این کشتی بی ناخدا نجات پیدا خواهی کرد؟”
در این هنگام، صدایی از سوی خدا به گوشش رسید: “این چه فکر نادرستی است؟ این کودک که پیرو راه ماست، اکنون در جای امنی قرار دارد. ما کسی را که به آب سپردی، در امان نگه داشتیم. آیا دست یاری ما را دیدی و نشناختی؟ تو تنها بر اساس عشق و دلبستگی مادری رفتار میکنی، اما روش ما بر پایه عدالت و مهربانی به بندگان است.
آسوده باش، سطح آب برای او از گهواره نیز راحتتر است و امواج و جریان رود، همچون پرستار و مادری از او مراقبت می کنند. رودها به خودی خود طغیان نمیکنند، بلکه تنها فرمان ما را اجرا میکنند. ما به دریا دستور طوفان و به موج و سیل فرمان حرکت میدهیم.
اکنون بهتر است بازگردی و او را به ما بسپاری؛ چرا که آیا تو بیشتر از ما به او عشق میورزی؟”
معنی کلمات درس سیزدهم لطف حق
در فکند: انداخت و رها کرد.
ربِّ جلیل: خدای بزرگ و با عظمت.
خُرد: کوچک و کمسال.
حسرت: غم و افسوس.
کاین: که این.
اینک: حالا، اکنون.
اندر: در.
عدل: دادگری و انصاف.
بندهپروری: مهربانی با بندگان.
صالح: نیکو و شایسته.
شهباز: پرندهی شکاری سفید.
کهنسال: پیر و سالخورده.
تاخت: یورش برد و حمله کرد.
تازان: با سرعت و شتابان.
زه: زه کمان، بند کمان.
بگسست: پاره شد.
حیّ داور: خداوند زنده و داوریکننده.
دایه: پرورشدهنده.
شیوه: روش و راه.
طغیان: سرکشی و نافرمانی.
لطف: مهربانی و محبت.
به که: بهتر است که.
گاهوارهاش: گهوارهی او.
خوشتر: بهتر و راحتتر.
وحی: پیام الهی.
از پیاش: پس از او.
پرّان: در حال پرواز.
اجل: زمان مرگ.
نگوناقبال: بدبخت و بدشانس.
کمان: وسیلهی تیراندازی.
بر کف: در دست.
قضا: سرنوشت.
صیاد: شکارچی.
باطل: بیفایده و پوچ.
شنیدستم: شنیدهام.
حکم: فرمان.
گر: اگر.
کزین: که از این.
گفته: سخن و بیان.
کای: که ای.
رهرو: مسافر و رهپو.
ناخدا: کاپیتان کشتی.
تخت: جایگاه پادشاهی.
حیّ داور: پروردگار زنده و داور.
کلمات هم خانواده درس سیزدهم فارسی چهارم
عشق: کسی که دوست میدارد و کسی که دوست داشته میشود
جلیل: بزرگی و شکوه
عدل: دادگری و انصاف
صیّاد: شکارچی
صالح: درستکاری و شایستگی
لطف: نرمی و مهربانی
باطل: نادرست و بیاساس
کهن: قدیمی و دیرینه
حکم: فرمانروا و فرد تحت فرمان
سطح: رویه و پهنه
کلمات مخالف و متضاد درس سیزدهم فارسی کلاس چهارم
بیگناه : گناهکار
پیر : جوان
خندان : گریان
نادرست : درست
بدبخت : خوشبخت
عدالت : ستم
مرگ : زندگی
شاد : ناشاد