ستایش و سپاس
در این شعر، شاعر از لطف و مهربانی بیپایان خداوند سپاسگزاری میکند. او میگوید که ستایش و تشکر، ویژهٔ ذات پاک خداوندی است که همواره بندگانش را با نعمتهای فراوان و محبت بیکرانش زیر نظر دارد.
**شرح بیتها:**
* **ستایش را همین قلم نه دفتری است / که هر چه هست ز فضل کردگاری است**
شاعر میگوید: ستایش و سپاس، به وسعت و بزرگی است که در یک دفتر نمیگنجد و این قلم برای نوشتنش کافی نیست. زیرا هر چه در جهان هستی وجود دارد، همه از بخشش و مهربانی خداوند یکتاست.
* **ز فیض اوست که آسمان جنبَد / ز قدرت اوست که جهان بر پاست**
این جملهها اشاره به عظمت قدرت خداوند دارد. شاعر بیان میکند که آسمان به برکت فیض و بخشش او در حرکت است و این جهان به خاطر قدرت بیپایان اوست که پا برجا و استوار مانده است.
* **ز حکمت اوست این چنین نظمی / ز رحمت اوست این چنین رعنایی است**
در این بخش، شاعر به زیبایی و نظم جهان اشاره میکند. او میگوید: این همه نظم و ترتیب زیبا در جهان، از دانش و حکمت خداوند سرچشمه گرفته و این همه شکوه و زیبایی، نشانهٔ رحمت و مهربانی بیاندازهٔ اوست.
**مفاهیم کلیدی:**
* **ستایش:** سپاسگزاری و تشکر از خداوند.
* **فضل کردگاری:** بخشش و مهربانی خداوند.
* **فیض:** جریان نعمت و خیر بیپایان خدا.
* **قدرت:** توانایی مطلق و بینهایت پروردگار.
* **حکمت:** دانش و دانایی بیکران خداوند در آفرینش جهان.
* **رحمت:** مهربانی و عطوفت فراگیر خداوند.
**آرایههای ادبی:**
* **تأکید:** در سراسر شعر، با تکرار واژههایی مانند “ستایش” و “اوست”، بر اهمیت موضوع اصلی، یعنی سپاس از خدا، تأکید شده است.
* **تشبیه:** در بیت اول، “ستایش” به چیزی بسیار بزرگ و فراتر از حدّ دفتر و قلم تشبیه شده است.
* **سبک بیان:** شیوهٔ بیان شعر ساده، روان و بسیار دلنشین است و احساس عمیق شاعر را به خوبی نشان میدهد.
در یک نگاه کلی، این شعر یک سرود عاشقانه و سپاسآمیز به پروردگار است که نعمتها، قدرت، حکمت و رحمت او را میستاید و انسان را به شکرگزاری از این همه بخشش فرا میخواند.

نام درس: زیبایی زبانها
موضوع: درک معنای واژهها و شعر
در این بخش، با مفهوم واژهها و معنای شعر آشنا میشویم. یاد میگیریم که چگونه کلمات میتوانند احساسات و اندیشههای گوناگونی را بیان کنند و چگونه شعرها با زبانی ساده و عمیق، دنیایی از معنا را به نمایش میگذارند. هدف این است که بتوانیم به راحتی با شعر و ادبیات ارتباط برقرار کنیم و لذت ببریم.
معنی شعر ستایش لطف خدا یازدهم
| ۱ – به نام چاشنی بخش زبان ها | حلاوت سنج معنی در بیان ها |
با نام خدایی که نامش بر زبان همه جاری است و به سخن انسان، شیرینی و زیبایی میبخشد، گفتار خود را شروع میکنم.
**حوزه زبانی:**
– **زیباساز سخن:** چیزی که برای اثرگذاری بیشتر کلام به آن افزوده میشود.
– **شیرینی:** لذت و جذابیت بیان.
– **شیرینکننده:** عاملی که به سخن، شیرینی میبخشد.
– **بیت:** یک جمله کامل.
– مصراع اول («سخنم را آغاز میکنم») به دلیل قرینه معنایی حذف شده است.
– واژه «چاشنی» هم معنای قدیمی خود (طعم و مزه) را نگه داشته و هم معنای جدیدی (ماده آتشزا در فشنگ) گرفته است.
**حوزه ادبی:**
– **زبان:** مجازی از سخن و بیان.
– **زیباساز زبان** و **شیرینکننده معنی:** نشاندهنده حسآمیزی هستند.
– **زبان** و **بیان** و **معنی** – **چاشنی** و **شیرینی:** از نوع مراعات نظیرند.
– **زیباساز** و **شیرینکننده:** کنایه از کسی یا چیزی که سخن را دلپذیر و خوشایند میسازد.
– اشارهای است به آیه «عَلَّمَهُالبَیان».
– **شیرینکننده معنی:** یک ترکیب استعاری (استعاره) است.
| ۲ .بلند آن سر که او خواهد بلندش | نژند آن دل، که او خواهد نژندش |
خداوند هر کس را که اراده کند، بزرگوار و عزیز میدارد و هر کس را که بخواهد، خوار و اندوهگین میکند.
**بررسی ساختار زبانی:**
– نژند به معنای خوار، زبون و غمگین است.
– «ـَش» در هر دو بخش بیت، مفعول را نشان میدهد.
– این بیت از چهار جمله به شیوهای فشرده و رسا تشکیل شده است.
– فعل «است» در هر دو سطر به صورت ضمنی حذف شده و از طریق معنا قابل درک است.
– کلمات «بلند» و «نژند» در جایگاه مسند قرار دارند.
– «سر»، «دل» و «او» نقش نهاد (فاعل) دارند.
**بررسی زیباییهای ادبی:**
– «بلند» و «نژند» تکرار شدهاند که بر تأثیر سخن میافزاید.
– «سر» و «دل» به جای خود شخص به کار رفتهاند (مجاز).
– واج «ن» در بیت تکرار شده و آهنگ خاصی ایجاد کرده است.
– «سر» و «دل» دو مفهوم مرتبط هستند که در کنار هم قرار گرفتهاند.
– «بلند» و «نژند» دو مفهوم متضاد هستند و تقابل معنایی ایجاد کردهاند.
– این بیت اشارهای است به آیه قرآن که میفرماید: «تُعِزُّ مَن تَشاء و تُذِلُّ مَن تَشاء».
– «بلندی سر» کنایه از عزت، سربلندی و افتخار است.
| ۳ .در نابسته احسان گشادهست | به هرکس آنچه میبایست، دادهست |
در بخشش و مهربانی خداوند، هیچ درگاهی بسته نیست. او دریای رحمت خود را به روی همگان گشوده و به هرکس به اندازه شایستگی و نیازش، عطا فرموده است.
**قلمرو زبانی:**
احسان: نیکی و بخشش
می بایست: لازم بود
نابسته و گشاده: هم معنی
بیت: دارای سه جمله است
**قلمرو ادبی:**
در و گشودن: پیوند معنایی
درِ احسان: استعاره از بخشش بیپایان
واجآرایی حرف «س»
اشاره به آیه «اِنَّ الله یَرزُقُ مَن یَشاءُ بِغَیرِ حِسابِ»
گشاده بودن درِ احسان: کنایه از بخشش بیکران پروردگار
| ۴ .به ترتیبی نهاده وضع عالم | که نی یک موی باشد بیش و نی کم |
خداوند جهان را چنان آفریده که هر چیزی در جای درست و به اندازهٔ مناسب خود قرار دارد. هیچ چیز نه کمتر از حد لازم آفریده شده و نه بیشتر از اندازه؛ همه چیز در حالت متعادل و کامل است.
**بررسی دستوری:**
– به ترتیبی: به شیوهای مشخص
– وضع: حالت
– نی: نه
– بیت: از سه بخش تشکیل شده
– نهاد جمله اول و فعل جمله سوم به دلیل وجود نشانههای زبانی واضح، حذف شدهاند.
**بررسی ادبی:**
– بیش و کم: تضاد معنایی
– یک موی: اشاره به مقدار بسیار ناچیز
– نی: تکرار برای تأکید
– اشاره به آیه قرآن: «اَلّذی اَحسَنَ کُلَّ شَیءِ خَلَقَهُ»
| ۵ .اگر لطفش قرین حال گردد | همه ادبارها اقبال گردد |
اگر مهربانی و لطف خداوند همواره همراه انسان باشد، تمام ناکامیها و سختیهای او به فرصتهایی پر از خوشی و سعادت دگرگون میشود.
واژهها:
قرین: همدم و همراه
ادبار: روزهای سخت و ناامیدی
اقبال: خوشبختی و موفقیت
بیت: یک بیت شعر شامل دو جمله
قرین و اقبال: در اینجا نقش مسند دارند.
زیباییهای ادبی:
ادبار و اقبال: دو واژه با معنای متضاد
لطف قرین حال گردد: در این عبارت به لطف خداوند ویژگی انسانی داده شده و از استعاره استفاده شده است.
| ۶ .و گر توفیق او یکسو نهد پای | نه از تدبیر کار آید نه از رای |
اگر مهربانی و لطف خداوند شامل حال انسان نشود، خرد و فکر او به تنهایی نمیتواند کاری از پیش ببرد و آدمی درمانده میماند.
**واژهشناسی:**
توفیق: یعنی خداوند شرایطی را فراهم کند که خواستههای بنده به نتیجه برسد؛ هماهنگ کردن و ممکن ساختن.
تدبیر و رای: این دو واژه معنای نزدیک به هم دارند.
**ساختار بیت:**
این بیت از سه بخش تشکیل شده و فعل «آید» در پایان به دلیل وجود نشانههای زبانی، حذف شده است.
**زیباییهای ادبی:**
– «پای نهادن توفیق»: از ویژگیهای انسانی برای مفهوم توفیق استفاده شده (تشخیص و استعاره).
– «پای» و «رای»: این دو کلمات از نظر آوایی شبیه هستند، ولی در املا و معنا تفاوت دارند (جناس ناقص).
– «رای» و «تدبیر»: دو واژهای که در یک زمینه معنایی به کار رفتهاند (مراعاتالنظیر).
– «نَه»: تکرار این کلمه برای تأکید به کار رفته است.
– «پای به یک سو نهادن»: کنایه از کنارهگیری و همراهی نکردن است.
| ۷ .خرد را گر نبخشد روشنایی | بمانَد تا ابد در تیرهرایی |
اگر خداوند به خرد انسان روشنایی و هدایت نبخشد، او برای همیشه در تاریکی نادانی و بدفکری گرفتار خواهد ماند.
**واژهشناسی:**
– تیرهرایی: اندیشه نادرست و گمراهی
– ابد: زمانی بیپایان
– خرد را: برای خرد (نقش متممی)
– بیت: از دو بخش تشکیل شده
– روشنایی: مفعول در این جمله
**صنایع ادبی:**
– روشنایی و تاریکی: تضاد معنایی
– خرد و اندیشه: تناسب معنایی
– روشنایی بخشیدن: کنایه از هدایت کردن
– روشنایی: نماد آگاهی و دانایی
– تیرهرایی: کنایه از گمراهی فکری
– روشنایی خرد و تاریکی اندیشه: حسآمیزی
– خرد: نمایندهی انسان
– اشاره به آیه «یَخرِجونَهُم مِنَ الظُّلُماتِ اِلی النّور»
| ۸ .کمال عقل آن باشد در این راه | که گوید نیستم از هیچ آگاه |
معنی: خرد و درک واقعی زمانی به بالاترین مرحله خود میرسد که شخص به نداشتن علم و دانش خود اعتراف کند.
حوزه ادبی: عقل میگوید: تشخیص و کنایه / رسیدن عقل به کمال با گفتن “نمیدانم”: یک تضاد آشکار / این راه: کنایه از مسیر یادگیری و فهمیدن.