**درس ششم: پروردهٔ عشق**
**معنی درس:**
در این درس، شاعر با خداوند صحبت میکند و میگوید: ای خدا! تمام زیباییها و خوبیهایی که در این دنیا وجود دارد، در حقیقت تصویری از جمال و زیبایی توست. هر محبتی که بین مردم میبینیم، نشانی از عشق بیپایان توست.
او ادامه میدهد: هر هنری که از انسان سر میزند، مانند نواختن موسیقی یا نوشتن شعر، در اصل تلاشی است برای رسیدن به کمال و معرفت تو. حتی وقتی کسی عاشق چیزی یا کسی میشود، در نهایت این تو هستی که خود را در قالب آن محبوب به او نشان میدهی.
در پایان، شاعر از خدا میخواهد که او را از دلبستگی به دنیا و تعلقاتش آزاد کند. او آرزو میکند که فقط به عشق حقیقی، یعنی خود خداوند، متصل باشد و از هر آنچه که او را از این راه بازمیدارد، رها شود.
—
**آرایههای ادبی:**
* **تشبیه:** دنیا به یک کتاب تصویری زیبا تشبیه شده است که هر تصویر آن، نشانهای از خداوند است.
* **استعاره:** از واژههایی مانند «رایت» (پرچم) برای نشان دادن قدرت و عظمت عشق الهی استفاده شده است.
* **تناسب:** بین واژههایی مانند «عشق»، «محبت»، «ذات» و «صفت» ارتباط معنایی زیبایی وجود دارد.
* **تضاد:** مفاهیمی مانند «ظاهر» در مقابل «حقیقت» و «دنیا» در مقابل «معنویت» به کار رفته تا تفاوت بین نگاه سطحی و نگاه عمیق را نشان دهد.
* **جناس:** در برخی از کلمات، شباهت آوایی وجود دارد که به زیبایی شعر افزوده است.

**عنوان درس:** درس ششم: پرورده عشق
**بخش:** مفهوم واژهها و درک شعر
**توضیحات:**
در این بخش، به بررسی معنای واژههای مهم و مفهوم کلی شعر میپردازیم. هدف این است که درک بهتری از کلماتی که شاعر استفاده کرده و احساس و پیامی که در شعر وجود دارد، پیدا کنیم.
با نگاهی به هر کلمه، متوجه میشویم چرا شاعر آن را انتخاب کرده و چگونه این واژهها در کنار هم، تصویر زیبایی از مفهوم عشق و پرورش یافتن در آن را به ما نشان میدهند.
درک معنای واژهها به تنهایی کافی نیست، بلکه باید ببینیم این کلمات چگونه با هم ترکیب شدهاند تا احساس عمیق و منظور اصلی شاعر را به ما منتقل کنند.
چون رایت عشق آن جهانگیر فارسی یازدهم
| ۱ .چون رایت عشق آن جهانگیر | شد چون مه لیلی آسمان گیر |
وقتی که پرچم عشق مجنون در سراسر جهان به اهتزاز درآمد و مشهور شد،
همانطور که صورت زیبای لیلی در آسمان میدرخشید…
معنی: وقتی آوازه عشق مجنون در همه جا پیچید، مانند چهره زیبای لیلی که در آسمان نمایان است.
قلمرو زبانی:
در مصراع اول: «وقتی که» به معنای زمانی است که اتفاقی رخ میدهد. «رایت» به معنی پرچم است. «جهانگیر» یعنی کسی یا چیزی که دنیا را فرا گرفته است.
در مصراع دوم: «چون» به معنای مانند است. «مَه» به معنای ماه است. «بیت» یک جمله کامل ادبی است. «رایت» نقش فاعل دارد. «مَه» نقش مکمل دارد. «آسمانگیر» نقش مسند را ایفا میکند.
قلمرو ادبی:
«رایت عشق» یک ترکیب تشبیهی است. «جهانگیر» کنایه از شخص مجنون دارد. «آسمانگیر شدن» کنایه از شهرت بسیار و اغراق در آن است. «مَه» استعاره از چهره زیباست. «مَه و آسمان» با هم تناسب دارند. «چون و چون» جناس تام دارند. «لیلی» دارای ایهام تناسب است: هم اشاره به نام لیلی دارد و هم به معنای شب است که با ماه و آسمان ارتباط معنایی دارد. «رایت عشق مانند مَه لیلی» یک تشبیه زیباست.
| ۲ .هر روز خنیده نامتر گشت | در شیفتگی تمامتر گشت |
هر روز بر شهرت مجنون افزوده میشد و عشق و دلباختگیاش به لیلی، عمیقتر و کاملتر میگشت.
| ۳ .برداشته دل زکار او بخت | درماند پدر به کار او سخت |
معنی: بخت و اقبال از مجنون روی گرداند و پدرش در حل مشکل او کاملاً ناتوان و درمانده شده بود.
قلمرو زبانی:
بخت: اقبال
درماند: ناتوان شد
سخت: بسیار
بیت: دو مصراع
بخت و پدر: نقش فاعل
سخت: نقش قید
قلمرو ادبی:
دل برداشتن: کنایه از ناامید شدن
درماندن: کنایه از عاجز ماندن
بخت و سخت: جناس ناقص
بخت از کاری دل بردارد: تشخیص و استعاره
کار در مصراع دوم: استعاره از عشق
مصراع اول: کنایه از بدبیاری و شانس بد
| ۴ .خویشان همه در نیاز با او | هر یک شده چاره ساز با او |
خانواده و فامیل او، برای رفع مشکلش، به فکر چاره افتادند.
**بررسی واژهها:**
* **خویشان:** به معنی فامیل و نزدیکان است.
* **چارهساز:** به کسی میگویند که برای حل مشکل تلاش میکند.
* **بیت:** یعنی یک جمله کامل و پرمعنا.
* **همه:** در اینجا برای تاکید بر تمامی افراد است.
**زیبایی سخن:**
عبارت **”در نیاز بودن”** به زیبایی نشاندهندهٔ محبت، دلسوزی و همراهی است.
| ۵ .بیچارگی ورا چو دیدند | در چاره گری زبان کشیدند |
هنگامی که ناتوانی و درماندگی پدر آن دیوانه را دیدند، به فکر چاره افتادند و با یکدیگر به صحبت نشستند.
**قلمرو زبانی:**
– بیچارگی: یعنی درماندگی و ناتوانی.
– ورا: به معنی “او را” است و اشاره به پدر دارد.
– چارهگری: به معنای چارهجویی و فکر کردن برای حل مشکل است.
– بیت: از دو جمله تشکیل شده است.
– بیچارگی: در اینجا مفعول است.
**قلمرو ادبی:**
– زبان کشیدن: کنایه از شروع به صحبت کردن است.
– بیچارگی و چارهگری: از صنعت مراعاتالنظیر بهره برده شده است.
| ۶ .گفتند به اتّفاق یکسر | کز کعبه گشاده گردد این در |
همه با هم قبول کردند که تنها راه حل این مشکل، سفر برای زیارت خانه خدا است.
**بررسی واژگان:**
– به اتّفاق و یکسر: یعنی همه با هم و یکپارچه
– این در: اشاره به این مشکل یا این راه بسته
– بیت: یعنی خانه، که در اینجا منظور خانه کعبه است
– به اتّفاق و یکسر: در جمله نقش قید دارند و معنای یکسانی میدهند
– در: در اینجا نهاد جمله است
**زیباییهای ادبی:**
– “در” به صورت استعاره برای مشکل سخت عشق مجنون به کار رفته است
– “کعبه” نماینده زیارت خانه خدا است
– “گشوده شدن در” کنایه از حل شدن مشکل است
– در این بیت از حرف “د” به زیبایی و تکرار استفاده شده است
| ۷ .حاجتگهِ جمله جهان اوست | محراب زمین و آسمان اوست |
خانه خدا جایی است که نیازهای تمام مردم جهان در آن برآورده میشود و همه ساکنان زمین و آسمان به سوی آن رو میآورند.
| ۸ .چون موسم حج رسید، برخاست | اُشتُر طلبید و محمل آراست |
وقت حج که رسید، پدر مجنون از جا بلند شد و یک شتر آماده کرد. سپس کجاوهای را که سوار میشوند، روی آن قرار داد.
**قلمرو زبانی:**
موسم: زمان، هنگام
برخاست: بلند شد
اُشتُر: شُتُر
محمل: کجاوه که بر شتر میبندند، جایگاه سوار شدن
آراست: آماده کرد
بیت: چهار جمله
**قلمرو ادبی:**
مصراع دوم: کنایه از آماده شدن
محمل و اشتر: مراعات نظیر (یعنی بین کلمات هماهنگی و تناسب وجود دارد)
| ۹ .فرزند عزیز را به صد جهد | بنشاند چو ماه در یکی مهد |
پدرِ دلسوزِ مجنون، با همهی توان و تلاشش، پسر عزیزش را که همچون ماه، زیبا و تابان بود، در کجاوه جای داد.
**بررسی واژگان:**
جهد: به معنی کوشش و تلاش است.
مهد: به معنای کجاوه یا محمل است.
در این بیت، «فرزند» کسی است که کار بر روی او انجام میشود (مفعول)، «ماه» برای توصیف او به کار رفته (متمم)، و «عزیز» همانند یک صفت، او را توصیف میکند.
**زیباییهای ادبی:**
در این بیت، پسر به ماه تشبیه شده تا زیبایی او نشان داده شود.
واژههای «مهد» و «جهد» از نظر نوشتاری و معنایی به هم نزدیک هستند و جناس ایجاد کردهاند.
واژه «صد» برای نشان دادن فراوانی و زیاد بودنِ تلاش پدر به کار رفته است.
همچنین تکرار صدای «د» در پایان برخی واژهها، آهنگ خاصی به شعر بخشیده است.
| ۱۰ .آمد سوی کعبه، سینه پرجوش | چون کعبه نهاد حلقه در گوش |
پدر مجنون با قلبی آکنده از رنج به سوی خانه خدا رفت و دست نیاز به درگاه او برداشت.
**بررسی واژگان و جملهها:**
– **سینه پُرجوش:** به معنای دلِ پرآشوب و رنجدیده است.
– **حلقه:** اشاره به گوشوارهای دارد که بردگان و خدمتکاران به گوش میآویزند.
– **بیت:** به دو سطر شعر گفته میشود.
– در اینجا، **حلقه** نقش مفعولی در جمله دارد.
**زیباییهای ادبی:**
– **سینه:** نماینده دل و تمام وجود شخص است.
– **سینه پُرجوش:** به طور غیرمستقیم به حالت دردمند و پریشان اشاره میکند.
– **حلقه در گوش:** کنایه از تسلیم و بندگی کامل در برابر دیگری است.
– **حلقه به گوش بودن کعبه:** به کعبه ویژگی انسانی بخشیده شده و از آن به عنوان یک برده یاد شده است.
– **حلقه:** این واژه دو معنای مختلف دارد: هم حلقه درِ کعبه و هم حلقه بندگی بردگان.
– **پدر مجنون مانند کعبه – کعبه مانند غلام:** بین پدر مجنون و کعبه، و همچنین بین کعبه و یک غلام، شباهت برقرار شده است.
| ۱۱ .گفت: «ای پسر، این نه جای بازی است | شتاب که جای چاره سازی است |
پدری که دلش پر از شوق بود به پسرش گفت: ای عزیزم، بدان که اینجا محل سرگرمی و بازیچه نیست. بشتاب، زیرا درمان دردهایت در همین مکان است.
**توضیح عبارات:**
– جای بازی: مکانی کمارزش و کوچک
– چارهسازی: پیدا کردن راه حل
– بیت: پنج جمله
– این: اشاره به کعبه دارد
– پسر: خطاب به مخاطب
| ۱۲ .گو، یا رب از این گزافکاری | توفیق دهم به رستگاری |
خدایا، به من این توانایی را بده تا از این عشق بیحاصل رها شوم و به خوشبختی واقعی برسم.
**بررسی واژهها و جمله:**
* **گزافکاری:** به معنای انجام کارهای بیهوده و افراطی است.
* ساختار این بیت از سه بخش تشکیل شده است.
* **رب:** برای خطاب کردن و ندا به کار رفته است.
* **توفیق:** در اینجا نقش مفعولی دارد.
* **«-َم» در «دَهَم»:** میتواند نشاندهندهٔ مفعول یا مالکیت باشد.
**زیباییهای ادبی:**
* **گزافکاری:** کنایه از عشق و دلباختگی است.
* **رب، توفیق و رستگاری:** این کلمات با یکدیگر تناسب و هماهنگی زیبایی دارند.
| ۱۳ .دریاب که مبتلای عشقم | آزاد کن از بالی عشقم» |
معنی: بگو خدایا، من اسیر و گرفتار عشق شدهام، با مهربانی و لطف خودت مرا از این گرفتاری نجات بده.
قلمرو زبانی: دریاب: یعنی به من یاری برسان / مبتلا: یعنی درگیر شدهام / بیت: از سه بخش تشکیل شده / مبتلا و آزاد: حالت وصفی دارند / عشق: به عنوان مالک و صاحب چیزی در نظر گرفته میشود / «-َم» در قسمت اول به معنی «هستم» است / «-َم» در قسمت دوم به معنی «من» است (یعنی مرا آزاد کن).
قلمرو ادبی: بلای عشق: نوعی تشبیه است / مبتلا و آزاد: دو کلمه با معنای متضاد هستند.
| ۱۴ .مجنون چو حدیث عشق بشنید | اوّل بگریست، پس بخندید |
مجنون وقتی که سخن عشق را شنید، اول گریه کرد و بعد خندید.
| ۱۵ .از جای چو مارِ حلقه برجست | در حلقه زلف کعبه زد دست |
مجنون مانند ماری که به دور خود حلقه زده و ناگهان از جا میپرد، به سرعت از جای خود بلند شد و به حلقه در کعبه چنگ زد و به آن پناه برد.
**بررسی زبان:**
واژه «چو» به معنای «مانند» است.
«مار حلقهزده» به مار پیچیده شده به خودش اشاره دارد.
«برجست» به معنی «پرید» یا «به سرعت برخاست» است.
«بیت» در اینجا به معنای دو جمله یا یک بیت شعر است.
«حلقه» در مصراع اول به عنوان صفت به کار رفته است.
«حلقه» در مصراع دوم نقش متمم دارد.
**بررسی ادبی:**
«مجنون مانند مار حلقه زده» یک تشبیه است.
«زلف کعبه» یک ترکیب استعاری و تشخیص است که در را همچون مویی مجسم میکند.
«دست» به جای پنجه دست به کار رفته که یک مجاز است.
«دست در حلقه زدن» کنایه از پناه بردن و متوسل شدن است.
دو کلمه «حلقه» و «حلقه» که دقیقاً شبیه هم هستند، یک جناس تام میسازند.
وجود کلماتی مانند «مار» و «حلقه»، «در» و «حلقه»، و «زلف» و «دست» که با هم ارتباط معنایی دارند، مراعات نظیر (تناسب) ایجاد کرده است.
| ۱۶ .می گفت، گرفته حلقه در بر | کامروز منم چو حلقه بر در |
معنی: عاشق دیوانهای که حلقه در کعبه را محکم در آغوش گرفته بود، با التماس میگفت: امروز من هم مثل این حلقه به درگاه تو پناه آوردهام.
قلمرو زبانی:
* **در بر:** به معنای در آغوش گرفتن است.
* **کامروز:** شکل کوتاهشده “که امروز” است.
* **بیت:** به دو جمله یا سطر شعر گفته میشود.
* **حلقه در بر** و **امروز:** در اینجا نقش قید دارند.
* **چو حلقه بر در:** نقش مسند را در جمله بازی میکند.
قلمرو ادبی:
* **من مانند حلقه بر در هستم:** در اینجا شاعر خودش را به حلقه در تشبیه کرده است.
* **بر (آغوش)** و **بر (حرف اضافه):** این دو کلمه که تلفظ و نوشتار یکسانی دارند، اما معنیشان متفاوت است، “جناس تام” ایجاد کردهاند.
* **در (حرف اضافه)** و **در (درِ خانه):** این دو کلمه نیز که دقیقاً شبیه هم هستند ولی معنیهای مختلفی دارند، “جناس تام” بهوجود آوردهاند.
* **حلقه در بر گرفتن:** این عبارت بهصورت غیرمستقیم به معنای “توسل و پناه بردن” است که یک “کنایه” محسوب میشود.
* **در** و **بر:** این دو کلمه که در نوشتار متفاوت اما در تلفظ شبیه هم هستند، “جناس ناقص” ایجاد کردهاند.
* **حلقه:** تکرار این کلمه در بیت، یک “آرایه تکرار” بهشمار میرود.
| ۱۷ .گویند ز عشق کن جدایی | این نیست طریق آشنایی |
پروردگارا! به من می گویند: از عشق لیلی فاصله بگیر! اما این روش، شیوهٔ درست عاشقی و محبت نیست.
**واژهشناسی:**
طریق: شیوه و روش
این: اشاره به دوری جستن از عشق دارد
آشنایی: رابطهٔ دوستی
بیت: از سه بخش تشکیل شده
جدایی: مفهوم مورد عمل در جمله
طریق: مفهوم اسنادی در جمله دارد
**زیباییهای ادبی:**
عشق، جدایی و آشنایی: هماهنگی معنایی (تناسب)
آشنایی و جدایی: تقابل معنایی
آشنایی: نمایندهٔ مفهوم عشق
عشق: نمایندهٔ مفهوم لیلی
| ۱۸ .پرورده عشق شد سرشتم | جز عشق مباد سرنوشتم |
معنی: تمام وجودم با عشق بزرگ شده و تنها آرزویم این است که سرنوشتم تنها با عشق و دوست داشتن گره خورده باشد.
قلمرو زبانی:
پرورده: یعنی رشد کرده و تربیت شده
سرشت: به ذات و طبیعت اصلی فرد گفته میشود
مباد: کلمهای است که برای بیان یک آرزو یا دعا به کار میرود و به معنای “امیدوارم که چنین نباشد” است
بیت: از دو سطر تشکیل شده
«-َم»: نشانه مالکیت و نسبت است (مثل مال من بودن)
قلمرو ادبی:
پرورده عشق: ترکیبی است که عشق را مانند یک انسان تصور میکند که میتواند پرورش دهد
سرشت: به جای کل وجود و ذات انسان به کار رفته
تکرار آوای «ش» در واژهها برای ایجاد هماهنگی و زیبایی
| ۱۹ .یا رب، به خدایی خداییت | وانگه به کمال پادشاییت |
خدایا! من تو را به خدایی و پروردگاری تو سوگند میدهم… و همچنین به بزرگی و عظمت تو قسم میخورم.
**توضیح کلمات و ساختار:**
– **به:** در اینجا برای سوگند خوردن به کار رفته است.
– **وانگه:** به معنای “و همچنین” یا “و بعد از آن” است.
– این بیت از سه بخش تشکیل شده است.
– **«-َت»** در پایان کلمات نشان میدهد که چیزی به تو تعلق دارد (مالکیت).
– **رب:** معنای “پروردگار” را میدهد و خطاب به خداوند است.
– فعل «سوگند میخورم» در بخشهای دوم و سوم جمله حذف شده، اما از معنای کلی جمله فهمیده میشود.
| ۲۰ .کز عشق به غایتی رسانم | کاو مانَد اگر چه من نمانم |
مرا در راه عشق به جایی برسان که لیلی زنده بماند، حتی اگر خودم زنده نباشم.
**بررسی زبان:**
– غایت: یعنی پایان، آخرین حد و نهایت.
– کز: کوتاهشدهٔ «که از».
– کاو: کوتاهشدهٔ «که او» و منظور از «او»، لیلی است.
– من: در اینجا منظور مجنون است.
– بیت: این بیت از سه جمله تشکیل شده.
– «ـم» در «رسانم»: نقش مفعولی دارد (یعنی «مرا» برسان).
– «ـم» در «نمانم»: شناسهٔ فعل است.
– عشق و غایت: نقش متمم دارند.
**بررسی ادبی:**
– مانَد و نمانَم: تضاد و اشتقاق دارند.
– در این بیت از حرف «م» به صورت آهنگین استفاده شده است.
| ۲۱ .گرچه ز شراب عشق مستم | عاشقتر ازین کنم که هستم |
پروردگارا! با این که قلبم سرشار از محبت است، اما مرا از این هم شیفتهتر و شیداتر بفرما.
**بررسی ساختار دستوری:**
این بیت از سه بخش تشکیل شده است.
واژههای «عاشقتر» و «مست» حالت گزاره دارند.
«ـَم» در «مستم» به معنی «هستم» است و فعل به شمار میآید.
«ـَم» در «کنم» مفعول را نشان میدهد (یعنی مرا عاشقتر کن).
**زیباییهای ادبی:**
«شراب عشق» یک تشبیه زیباست.
«مستم» و «هستم» از جناس آوایی بهره میبرند.
«عشق» و «عاشق» از یک ریشه هستند و بر هم دلالت دارند.
«شراب» و «مست» با یکدیگر ارتباط معنایی نزدیک دارند.
| ۲۲ .از عمر من آنچه هست بر جای | بستان و به عمر لیلی افزای |
خدایا! هر مقدار از زندگی من که هنوز مانده را بردار و به سالهای زندگی لیلی بیفزا.
**بررسی اجزای جمله:**
– برجای: به جای مانده
– بِستان: بگیر
– اَفزای: بیشتر کن
– این بیت از سه بخش تشکیل شده
– کلمه «عمر» در هر دو سطر نقش تکمیلکننده دارد
– «من» و «لیلی» نشاندهنده مالکیت هستند
**زیباییهای ادبی:**
در این بیت واژه «عمر» با آرایه تکرار به کار رفته است.
| ۲۳ .می داشت پدر به سوی او گوش | کاین قصّه شنید، گشت خاموش |
پدر با دقت به حرفهای مجنون گوش میداد. وقتی رازها و سخنان عاشقانه او را شنید، ساکت ماند و دیگر هیچ حرفی نزد.
| ۲۴ .دانست که دل، اسیر دارد | دردی نه دواپذیر دارد |
پدرش متوجه شد که پسرش، مجنون، به طور کامل در دام عشق افتاده است و رنج و بیماری عشق او، هیچ درمانی ندارد.
**بررسی اجزای جمله:**
– **دریافت:** فهمید، متوجه شد
– **در بند بودن:** گرفتار شدن
– **بی درمان:** درمان ناپذیر
– **جمله:** این بیت از سه بخش تشکیل شده است.
– **واژههای “دل” و “درد”:** در این جمله نقش مفعولی دارند.
– **واژه “اسیر”:** نقش مسند را بازی میکند.
**زیباییهای ادبی:**
– **عبارت “دل اسیر داشتن”:** کنایه از این است که فرد سخت عاشق شده است.
– **واژه “درد”:** نماد و استعارهای از عشق است.
– **”درد و دوا”:** این دو کلمه با هم تضاد و همچنین ارتباط معنایی (تناسب) دارند.
– **آرایه واجآرایی:** در این بیت، تکرار آواهای “د” و “ر” زیبایی موسیقایی ایجاد کرده است.