در این درس، شاعر از ما میخواهد که در زندگی، همچون گنجی سرشار از حکمت و دانایی باشیم. او تأکید میکند که باید انباشته از علم و معرفت شویم، اما این دانش را برای خود نگه نداریم. همانطور که گنج پنهان نمیماند و روزی آشکار میشود، ما نیز باید دانش خود را با دیگران سهیم شویم و آن را پنهان نکنیم.
شاعر با بیانی زیبا میگوید که اگر دانش و خرد، گنج است، پس باید آن را به دیگران نیز برسانیم و از آن بهرهمندشان کنیم. در این صورت، هم خود سود بردهایم و هم دیگران از نور دانایی ما روشنایی گرفتهاند.

**عنوان درس:** گنجینه حکمت: اینگونه باش
**موضوع:** مفهوم واژهها – درک شعر
در این درس، با معنای واژهها و مفهوم کلی شعر آشنا میشویم. هدف این است که بتوانیم منظور شاعر را به خوبی درک کنیم و با واژگان به کار رفته در شعر به طور کامل آشنا شویم. این کار به ما کمک میکند تا بهتر بفهمیم شاعر چه پیامی دارد و چگونه آن را به زیبایی بیان کرده است.
شعرخوانی صفحه ۷۴ فارسی یازدهم
خواجه عبدالکریم که خدمتکار ویژه شیخ ما ابوسعید – قدس الله روحَهُ العزیز – بود، تعریف کرد: «یک روز درویشی مرا نشانده بود تا چند داستان از شیخ ما برایش بنویسم.»
ناگهان کسی آمد و گفت: «شیخ تو را صدا میزند.» من هم نزد شیخ رفتم. وقتی به پیش او رسیدم، پرسید: «مشغول چه کاری بودی؟» گفتم: «درویشی از من خواسته بود چند حکایت از شیخ برایش بنویسم.»
شیخ فرمود: «ای عبدالکریم، تو حکایتنویس نباش؛ طوری زندگی کن که از تو حکایت گفته شود!»