معنی درس اول فارسی یازدهم نیکی (آرایه ها + کلمات)

Table of Contents

**توضیح درس اول فارسی یازدهم: نیکی (آرایه‌های ادبی و واژه‌ها)**

**معنی شعر:**
یکی روبهی دید بی دست و پای

**مفهوم کلی:**
این شعر داستان روباهی را تعریف می‌کند که به شدت گرسنه است و دیگر توانایی حرکت و تلاش برای پیدا کردن غذا را ندارد. او آنقدر ضعیف شده که در جایی افتاده و نمی‌تواند بلند شود. در این شرایط، خوش‌شانسی به او رو می‌کند و بوی غذا از خانه‌ای به مشامش می‌رسد. این بو، امید و نیروی تازه‌ای به او می‌بخشد.

**نکته اصلی:**
شاعر با این مثال می‌خواهد به ما بگوید که انسان‌ها نیز گاهی در زندگی، مانند آن روباه، در شرایط سختی قرار می‌گیرند و احساس ناتوانی و درماندگی می‌کنند. اما یک اتفاق کوچک، یک امید یا یک محرک مثبت (مثل بوی غذا برای روباه) می‌تواند آن‌ها را دوباره به زندگی امیدوار کند و انرژی از دست رفته را بازگرداند. این محرک می‌تواند یک سخن دلگرم‌کننده، یک کمک کوچک یا حتی یک فکر خوب باشد.

معنی درس اول فارسی یازدهم نیکی (آرایه ها + کلمات)

نام درس: درس اول، نیکی
موضوع: درک معنای واژه‌ها و مفهوم شعر

در این بخش، با معنای واژه‌های مهم و مفهوم کلی شعر آشنا می‌شویم. هدف این است که واژه‌های دشوار را به زبان ساده توضیح دهیم و بفهمیم شاعر در هر بیت چه پیامی دارد.

با یادگیری معنای درست هر کلمه، بهتر می‌توانیم منظور شعر را درک کنیم و با احساس و اندیشهٔ شاعر همراه شویم.

معنی شعر یکی روبهی دید بی دست و پای

در صفحه‌های ۱۲ و ۱۳ کتاب فارسی یازدهم شعری وجود دارد که در ادامه معنی و مفهوم آن به زبان ساده آورده شده است:

شاعر در این شعر از حال و هوای پاییز می‌گوید. او اشاره می‌کند که باد پاییزی شروع به وزیدن کرده و برگ‌های درختان زرد و پراکنده شده‌اند. این منظره باعث می‌شود احساس تنهایی و غم به انسان دست بدهد.

در ادامه، شاعر از ما می‌خواهد که از این تغییر فصل درس بگیریم. پاییز به ما یادآوری می‌کند که دنیا و زیبایی‌هایش همیشگی نیستند و همه چیز در گذر است. همان‌طور که برگ‌ها می‌ریزند، جوانی و شادابی ما نیز روزی به پایان خواهد رسید. بنابراین باید از زمان خود خوب استفاده کنیم و قبل از آنکه فرصت از دست برود، کارهای ارزشمند انجام دهیم.

در کل، پیام اصلی شعر این است که زندگی زودگذر است و ما باید قدر هر لحظه را بدانیم و از وقت خود به بهترین شکل استفاده کنیم.

۱ .یکی روبهی دید بیدست و پای فروماند در لطف و صنع خدای

شخصی، یک روباه درمانده و ناتوان را دید. وقتی به آن نگاه کرد، از مهربانی و آفرینش خداوند متعجب شد.

**توضیح کلمات:**
– فروماندن: شگفت‌زده شدن
– صنع: آفرینش
– بیت: دو جمله
– روبه: نقش مفعولی دارد (مفعول جمله است)

**زیبایی‌های ادبی:**
– عبارت “دست و پا” با “لطف و صنع” تناسب لفظی دارد.
– “بی‌دست و پا” به معنای ناتوانی است.
– تکرار صدای “ای” در واژه‌ها آهنگ زیبایی ایجاد کرده است.
– “فروماندن” در اینجا به معنای تعجب کردن است.

۲ .که چون زندگانی به سر می‌برد؟ بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟

روباه چگونه زندگی خود را می‌گذراند؟ با این دست و پایی که سالم نیست، چطور و از کجا خوراک خود را پیدا می‌کند؟

**بررسی زبان:**
– **چگونه:** به معنی “چطور” است.
– **بیت:** از دو بخش سه‌تایی تشکیل شده که بخش دوم آن به دلیل مشابهت معنایی، مفعولش حذف شده است.
– **زندگانی:** در جمله نقش مفعول دارد.

**بررسی ادبی:**
– **دست و پا:** از صنعت “مراعات نظیر” استفاده شده است.
– **به سر بردن:** کنایه از گذراندن زندگی و روزگار است.

۳ .در این بود درویش شوریده رنگ که شیری برآمد، شغالی به چنگ 

یک درویش پریشان حال در فکرهای خود غرق شده بود که ناگهان شیری را دید. این شیر یک شغال را شکار کرده بود.

**قلمرو زبانی:**
– در این فکر بود: مشغول اندیشه بود
– پریشان حال: کسی که وضعیت آشفته‌ای دارد
– بیرون آمد: ظاهر شد
– شغال: حیوانی پستاندار از خانواده سگ‌ها که گوشتخوار است
– این: کلمه‌ای که به چیزی اشاره می‌کند
– بیت: دو جمله که با هم یک مفهوم را می‌رسانند
– درویش پریشان حال: شخصیت اصلی داستان

**قلمرو ادبی:**
– شیر و شغال: این دو کلمه با هم ارتباط معنایی دارند و در کنار هم تضاد را نشان می‌دهند
– پریشان حال: اشاره به وضعیت نابسامان و آشفته دارد
– به چنگ آوردن: به معنای شکار کردن است

۴ .شغال نگون‌بخت را شیر خورد بماند آنچه روباه از آن سیر خورد

شیر شروع به خوردن آن شغالِ بدبخت کرد. کمی بعد، روباه آمد و باقی‌ماندهٔ طعمه را خورد و کاملاً سیر شد.

۵ .دگر روز باز اتّفاق اوفتاد که روزی‌رسان قوت روزش بداد

یک روز دیگر، همین ماجرا دوباره تکرار شد و خداوند غذای مورد نیاز روباه را برایش فراهم کرد.

۶ .یقین، مرد را دیده، بیننده کرد شد و تکیه بر آفریننده کرد

یقین به اینکه خدا روزی‌دهنده است، چشمان آن مرد را باز کرد و به او بینش و آگاهی بخشید. پس از آن، او به خدا توکل کرد و کارش را رها کرد.

**قلمرو زبانی:**
– دیده: چشم
– بیننده: آگاه و هوشیار
– شد: رفت
– تکیه: اعتماد و اطمینان
– بیت: سه جمله دارد
– «را» در عبارت «مرد را دیده» نشانه اضافه است: یعنی چشمِ مرد.

**قلمرو ادبی:**
– دیده و بیننده: مراعات نظیر و اشتقاق
– دیده: ایهام تناسب دارد: ۱. چشم ۲. چیزی که دیده می‌شود (که با کلمه بیننده ارتباط معنایی دارد)
– بیننده کردن: کنایه از آگاه و دانا کردن
– تکیه کردن: کنایه از توکل و اعتماد کردن.

۷ .کزین پس به کنجی نشینم چو مور که روزی نخوردند پیلان به زور

مرد با خودش فکر کرد: از این به بعد، مثل یک مورچه کوچک در گوشه‌ای آرام می‌نشینم و کاری نمی‌کنم. چون حتی فیل‌های بزرگ و قدرتمند هم فقط همان روزی و sustenance را می‌برند که از پیش برایشان مقدر شده است.

**وَ ما مِن دابَّهِ فِی االَرضِ اِلّا عَلَی الله رِزقُها**

۸ .زَنَخدان فرو برد چندی به جیب که بخشنده، روزی فرستد ز غیب

مرد برای مدتی دست از تلاش کشید و بی‌کار در گوشه‌ای نشست. او امید داشت که خداوند روزی‌اش را از جایی که دیده نمی‌شود، برایش بفرستد.

**واژه‌ها و معنی‌ها:**
– زَنَخدان: چانه
– جیب: یقه لباس، گریبان
– بخشنده: خداوند که روزی می‌دهد
– غیب: جهان نادیدنی، جای پنهان از چشم
– چندی: یک مدت زمان
– بیت: دو خط شعر
– زنخدان و روزی: هر دو در جمله نقش مفعول دارند.

**زیبایی‌های ادبی:**
– “زنخدان به جیب فرو بردن”: کنایه از فکرکردن و در خود فرورفتن است.
– “جیب” و “غیب”: این دو کلمه به خاطر شباهت آوایی، جناس دارند.
– اشاره‌ای است به آیه قرآن که می‌فرماید: «اِنّ الله هُوَ الرَّزّاق».

۹ .نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست چو چنگش، رگ و استخوان ماند و پوست

هیچ کس، نه دوست و نه غریبه، برایش دلتنگ نشد و رنجش را نخورد. آن‌قدر ضعیف و ناتوان شده بود که مانند سازی به نام چنگ، لاغر و خمیده به نظر می‌رسید.

**قلمرو زبانی:**
تیمار خوردن: ناراحت شدن برای کسی
چنگ: سازی با کاسه‌ای گرد و دسته‌ای خمیده که تارهایی دارد
بیت: از سه جمله تشکیل شده
«-َش» در هر دو مصرع: نشانهٔ مالکیت و اضافه است

**قلمرو ادبی:**
بیگانه و دوست: تضاد و نمایندهٔ همهٔ افراد جامعه
چنگ، رگ، استخوان و پوست: پیوند معنایی بین واژه‌ها
شباهت او به چنگ: تشبیه
دوست و پوست: جناس ناقص
چنگ: ایهام تناسب (هم به معنای ساز است و هم به انگشتان دست اشاره دارد که با رگ و استخوان و پوست در ارتباط است)

۱۱ .چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش ز دیوار محرابش آمد به گوش:

وقتی که دیگر به خاطر ناتوانی و ضعف جسمانی، هیچ طاقت و توانی برایش باقی نماند، از گوشه خلوتگاهش (که نماد عالم غیب است) صدایی شنید که می‌گفت:

۱۱ .برو شیر درّنده باش، ای دَغَل مَیَنداز خود را چو روباهِ شَل

ای حیله‌گر! برو مانند شیر شجاعانه بکوش و مانند روباه ناتوان، خود را در کنجی رها نکن.

**قلمرو زبانی:**
دَغَل: حیله‌گر
شَل: ناتوان و بی‌حرکت
بیت: چهار جمله
شیر درنده: مسند
دغل: منادا
روباه: متمم

**قلمرو ادبی:**
تو مثل شیر: تشبیه
شیر و روباه: تناسب و تضاد
شیر: نماد قدرت، خوداتکایی و تلاش
روباه: نماد تنبلی، وابستگی و حیله‌گری

۱۲ .چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر چه باشی چو روبه به وامانده، سیر؟

معنی: سعی کن آنقدر تلاش و کوشش داشته باشی که مانند شیر، پس از سیر شدن تو، چیزی برای نیازمندان و ضعیفان باقی بماند؛ چرا باید مثل روباه باشی و منتظر باشی تا دیگران چیزی بخورند و تو از باقیماندهٔ غذای آنان استفاده کنی؟

قلمرو زبانی:
سعی: به معنی تلاش و کوشش است.
مانَد: یعنی بماند.
وامانده: به معنای باقیمانده است.
این بیت از سه جمله تشکیل شده است.
واژهٔ «سعی» در اینجا نقش مفعولی دارد.
«سیر» نیز نقش مسند دارد.

قلمرو ادبی:
«شیر» و «سیر» جناس ناقص دارند، زیرا از نظر املا و تلفظ کمی با هم تفاوت دارند.
در عبارت «تو مانند شیر» و «تو مانند روباه»، شاعر از تشبیه استفاده کرده است.
همچنین بین «شیر» و «روباه» هم تناسب وجود دارد و هم تضاد.

۱۳ .بخور تا توانی به بازوی خویش که سَعیَت بُوَد در ترازوی خویش

معنی: از توان و کوشش خود بهره بگیری؛ زیرا نتیجهٔ تلاش تو، تنها به خودت خواهد رسید.
قلمرو ادبی: بازو: نمایانگر قدرت و توانایی / سعی: نشان از تلاش و کوشش دارد / مصراع دوم: نمادی از این است که نتیجهٔ کارهایت به خودت بازمی‌گردد / بخور: اشاره به تلاش برای به دست آوردن روزی / در ترازو بودن: کنایه از حاصل شدن دستاورد / تلمیح به «لَیسَ لِالِنسانِ الّا ما سَعی» و «کُلُّ نَفسِ بِما کَسَبَت رَهینَه»

۱۴ .بگیر ای جوان، دست درویش پیر نه خود را بیفکن که دستم بگیر

ای جوان! تلاش کن تا یاری‌رسان دیگران باشی، نه اینکه خودت را ضعیف و درمانده جلوه بدهی تا دیگران به کمکت بیایند.

**واژه‌شناسی:**
درویش: نیازمند، تهیدست
بیفکن: ضعیف نشان دادن
بیت: چهار مصراع
دست و خود: نقش مفعولی
جوان: نقش ندا

**زیبایی‌های ادبی:**
جوان و پیر: تضاد و هماهنگی
دست: تکرار واژه
دستم بگیر: اشاره به کمک کردن
خود را افکندن: اشاره به نمایش ناتوانی خود

۱۵ .خدا را بر آن بنده بخشایش است که خلق از وجودش در آسایش است

بخشش و مهربانی خداوند شامل کسی می‌شود که دیگران از خیر و برکت او در آرامش و آسایش زندگی کنند.

در حوزه زبانی:
– بخشایش به معنای عفو کردن و رحم کردن است.
– بیت از دو جمله تشکیل شده است.
– کلمه «بخشایش» نقش نهاد دارد.
– «را» در مصراع اول، نقش فکّ اضافه دارد (بخشایشِ خدا).

در حوزه ادبی:
– واژه‌های خدا، خلق، بخشایش و بنده با هم ارتباط معنایی دارند (مراعات نظیر).
– در بیت از حرف «ب» به صورت موزون استفاده شده است (واج‌آرایی).
– واژه «وجود» به جای اعمال و رفتار نیکو به کار رفته است (مجاز).
– همچنین این بیت اشاره‌ای است به حدیثی از پیامبر اسلام.

۱۶ .کَرَم ورزد آن سر که مغزی در اوست که دون همّت‎انند بی مغز و پوست

افراد خردمند و باهوش، ذاتاً بخشنده و بزرگوار هستند. در مقابل، کسانی که از خرد بی‌بهره‌اند، شخصیتی پست و افکاری محدود دارند.

**بررسی واژگان:**
– **کَرَم:** به معنای بخشندگی و بزرگواری است.
– **دون‌همّت:** به افرادی گفته می‌شود که بلندپرواز نیستند و روحیه‌ای کوچک دارند.
– این بیت از سه بخش تشکیل شده و کلمه «کَرَم» در آن نقش مفعولی دارد.

**بررسی ادبی:**
– **سر:** اشاره به وجود و شخصیت فرد دارد.
– **مغز:** نماد فکر و عقل است.
– **پوست:** نمایانگر ظاهر و سطح است.
– **پوست و مغز:** این دو کلمه با هم رابطه تضاد و هماهنگی دارند.
– **بی‌مغز:** کنایه از نادانی و کم‌خردی است.
– همچنین در این بیت از حرف «ر» به صورت هنرمندانه استفاده شده است.

۱۷ .کسی نیک بیند به هر دو سرای که نیکی رساند به خلقِ خدای

**معنی:** انسان در هر دو جهان (دنیا و آخرت)، تنها زمانی رستگار و سعادتمند می‌شود که به دیگران نیکی کند.

**قلمرو زبانی:**
– سرا: به معنای خانه و جایگاه است.
– دو سرا: اشاره به دو جهان (دنیا و آخرت) دارد.
– بیت: دو جمله که با زیبایی و هنرمندی در کنار هم قرار گرفته‌اند.
– نیک و نیکی: در اینجا به عنوان مفعول به کار رفته‌اند.
– خدای: به عنوان مضاف‌الیه استفاده شده است.

**قلمرو ادبی:**
– «هر دو سرای»: اشاره‌ای استعاری به دنیا و آخرت دارد.
– «خلق و خدا»: این دو کلمه با هم ارتباط معنایی دارند و از صنعت مراعات النظیر بهره برده‌اند.
– «نیک و نیکی»: این دو واژه به دلیل شباهت آوایی و افزایش حرف، جناس ناقص افزایشی ایجاد کرده‌اند.
– همچنین این بیت به حدیث «اَلدُّنیا مَزرَعَه الآخرَه» و آیات «فَمَن یَعمَل مِثقالَ ذرّهِ خَیراً یَرَه» و «اِن اَحسَنتُم اَحسَنتُم الًنفُسِکُم» اشاره دارد.

این پست رو با دوستانتون به اشتراک بگذارید.

قدرت گرفته از هشتینو